مقالات روز کسب و کار مقالات روز کسب و کار .

مقالات روز کسب و کار

بر مشتریان وفادار خود تمرکز کنید، بهترین¬ها دنبال خواهند شد

هنگام شروع یک کسب‌وکار جدید، بسیاری از ما تمایل داریم که زمان و تلاش خود را بر روی مقیاس بندی و دریافت مشتریان بیشتر و بیشتر در وب سایت خود یا از طریق در متمرکز کنیم. به عنوان بنیانگذاران، ما باید بر روی برنده شدن چند مشتری وفادار تمرکز کنیم که می‌توانند درس‌های ارزشمندی به ما یاد دهند و به ما کمک کنند تا کسب‌وکار خود را بیشتر توسعه دهیم. در این مقاله، ما به آنچه که می‌توانیم از اولین مشتریانمان یاد بگیریم از نظر اعتبار بخشیدن به ایده راه‌اندازی خود نگاه خواهیم کرد. زمانی که ایجاد اولین فروش اولیه را بررسی کردیم، به این مساله می‌پردازیم که چگونه می‌توانیم این مشتریان وفادار را به یک ماشین بازاریابی رایگان تبدیل کنیم. ​

 

اولین مشتریان شما

​​​​​​​​اولین مشتریان شما سخت‌ترین مشتریان هستند و معمولا به صبر و حوصله زیادی نیاز دارند. احتمالا بسیار هیجان‌زده خواهید شد که شرکت شما بالاخره راه‌اندازی شده‌است، و منتظر اولین مشتری شما برای خرید خواهید بود. هنگامی که شما در نهایت اولین خریدتان را به دست می‌آورید، به احتمال زیاد می‌خواهید مقیاس بندی کنید و درآمد بیشتری به دست آورید، اما ما باید یک قدم به عقب برویم و مطمئن شویم که ایده خود را معتبر می‌کنیم و یاد می‌گیریم که آن مشتریان از محصول یا سرویس ما چه می‌خواهند. ​

 

ایجاد یک حلقه خرید

​​​​​​​​هنگامی که ما یک کسب‌وکار را شروع می‌کنیم، به راحتی می­توان تجربه پس از خرید که به مشتریان خود ارائه می‌دهیم را فراموش کرد. اما این به اندازه قیف فروش ما مهم است. ما به یک حلقه خرید نیاز داریم، به طوری که وقتی کسی چیزی را از وب سایت ما خریداری می‌کند، جریان پس از خرید ما آماده است تا آن‌ها را در خود جای دهد. ​

در زیر مثالی از این که یک تجربه پس از خرید معمولی چطور باید باشد آورده شده‌است.

 

​​​​​​​​

ایده خود را تایید کنید

​​​​​​​​ممکن است فکر کنید که به دست آوردن چند مشتری اول به خودی خود معتبر است. با این حال، ما می‌خواهیم مطمئن شویم که دقیقا چه چیزی را مشتریان ما می‌خواهند، و مشتریان ما از محصولات یا خدمات ما به دلایل مورد انتظار استفاده می‌کنند. ​

در ادامه، نحوه ارزیابی سریع ایده خود با استفاده از این مشتریان را بررسی می‌کنیم.

·         ​​​​​​​​فرضیات خود را بنویسید: وقتی شروع به کار می‌کنید، معمولا یک سری فرضیات در مورد این که کاربرانتان چه کسانی هستند و برای چه چیزی از محصولات یا سرویس‌های شما استفاده می‌کنند، دارید. خوب است که این نکات را بنویسید و خودتان را در طرز فکر کاربر خود قرار دهید. شما معمولا می‌توانید این کار را با پاسخ به سه W زیر انجام دهید: مشتری شما کیست؟ چه مشکلاتی را حل می‌کنید؟ ویژگی‌های کلیدی شما چیست؟ ​

·         فرضیات خود را آزمایش کنید: مصاحبه با اولین مشتریان خود را آغاز کنید. تست فرضیات شما آسان است، و اگر شما یک کد کوپن یا تخفیف برای سفارش بعدی خود از شما به آن‌ها ارائه دهید، مشتریان تمایل بیشتری به جهش در یک تماس خواهند داشت. سوالات خود را براساس فرضیات خود بپرسید و ببینید آیا مشتریان شما با آن‌ها مطابقت دارند یا خیر. اگر این طور باشد، عالی است! در غیر این صورت، شما دیدگاه‌های ارزشمندی در مورد این که چرا مشتریان شما از محصول شما استفاده می‌کنند یا با فروشگاه شما خرید می‌کنند، خواهید داشت. ​

اول یاد بگیرید، بعد مقیاس بزنید

​​​​​​​​هنگامی که اولین مشتریان خود را به دست آوردیم، فرضیات خود را آزمایش کردیم و یک راه‌اندازی حلقه پس از خرید ایجاد کردیم، باید در حال حاضر شروع به یادگیری بیشتر در مورد این مشتریان، و آماده کردن نقشه راه برای تبدیل اولین مشتریان به مشتریان وفادار کنیم. ما می‌توانیم این کار را به روش‌های مختلف انجام دهیم، با تحقیق در مورد نحوه استفاده مشتریان از سایت یا محصول ما، یادگیری در مورد ویژگی‌های مورد نظر آن‌ها، و ارائه ارزش بیشتر بدون هیچ هزینه‌ای. ​

 

تحقیقات مشتری

​​​​​​​​مهم نیست چه نوع کسب و کاری را راه‌اندازی کرده‌اید، باید به طور مداوم درباره مشتریان خود تحقیق کنید. شما می‌توانید یک تحقیق کیفی تکراری را به روش‌های مختلف انجام دهید، مانند:

·         ضبط صفحه نمایش بازدید کننده: ضبط صفحه نمایش یک ابزار تحقیقاتی کاربر کمی ساده است که به بررسی چگونگی استفاده مشتریان ما از محصول یا خدمات ما می‌پردازد. این کار ما را قادر خواهد ساخت تا تلاش‌هایمان را بر روی تثبیت علامت‌های مزاحم برای مشتریانمان مانند کلیک خشم یا ویژگی‌هایی که از دست می‌دهند، متمرکز کنیم. شما می‌توانید این کار را به راحتی با استفاده از خدمات رایگان مانند هوتجر یا فولتل انجام دهید. ​

·         مصاحبه با مشتری: در ادامه اولین مصاحبه اعتبار سنجی، شما باید به طور منظم با مشتریان مصاحبه کنید، و نه فقط آن دسته از مشتریانی که در حال تبدیل به خدمات ما نیستند و یا نیاز به کمک اضافی ندارند. ​

·         ارائه ارزش بیشتر: این ایده‌ها نیازی به بزرگ نمایی ندارند، اما می‌توانند مشتری را به یک حامی برند تبدیل کنند. شما می‌توانید کارت‌پستال‌های دست‌نویس را برای مشتریان خود ارسال کنید، ایمیل‌های شخصی را از آدرس ایمیل موسس خود ارسال کنید، چیزهای رایگان کوچکی به سفارشات خود اضافه کنید، یک نامه تولد برای آن‌ها ارسال کنید، یا به عنوان مطالعه موردی با مشتری مصاحبه کنید. ​

 

از مشتریان وفادار تا طرفداران برند​​​​​​​​

ما فرضیات خود را آزمایش کرده‌ایم و اطلاعات بیشتری در مورد اولین مشتریانمان کسب کرده‌ایم. ما اکنون باید در راه پیدا کردن اولین مشتریان وفادار خود باشیم. این موارد را می توان با میزان بازگشت مشتری به خدمات ما یا این که به طور منظم از فروشگاه ما خرید می‌کنند، طبقه‌بندی کرد. زمانی که مشتریان وفادار خود را شناسایی کردیم، وقت آن است که آن‌ها را به طرفداران برند تبدیل کنیم و از آن‌ها بخواهیم بازاریابی را برای ما انجام دهند. ​

·         وفاداری را جشن بگیرید: در صورتی که یک کاربر در مدت‌زمان مشخصی باقی مانده باشد، به ارائه کد یا تخفیف اقدام کنید. یا یک مطالعه موردی و یا رسانه‌های اجتماعی پیرامون محصول خود و این که چگونه از آن استفاده می‌کنند، ایجاد کنید. فراموش نکنید که آن‌ها را در پست خود برچسب بزنید. این تکنیک نتیجه می‌دهد، زیرا مشتریان را به ریتوییت یا به اشتراک گذاری در کانال‌های اجتماعی خود سوق می‌دهد. ​

·         ایجاد طرح‌های ارجاع: طرح‌های ارجاع یک روش امتحان شده و تست شده برای ایجاد طرفداران برند هستند، با این حال بسیاری از شرکت‌ها مزایای جذاب کافی برای به اشتراک گذاری ایجاد نمی‌کنند. بهترین طرح‌های ارجاع معمولا در مورد تخفیف متقابل برای یک دوست و برای مشتری وفادار، ضرورت ایجاد می‌کنند. ​

·         مشارکت در بازخورد عمومی: توییتر و فیس بوک کانال‌های بازخورد خوبی هستند که برندها می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند. شما ممکن است فکر کنید که بازخورد عمومی عموما منفی است، اما برندهایی که به طور فعال در هر دو نوع بازخورد مثبت و منفی از طریق کانال‌های آنلاین شرکت می‌کنند به طور طبیعی به مشتریان فعلی و آتی اعتماد ندارند. ​

هنگامی که شما یک پایگاه از مشتریان وفادار ایجاد کردید، باید ببینید که آن‌ها به طرفداران برند تبدیل می‌شوند. اگر با موفقیت دسته کوچکی از مشتریان وفادار را ایجاد کرده‌اید، در مسیر ایجاد یک کسب‌وکار موفق قرار دارید. ​


برچسب: مهارت‌های نرم، کسب‌وکار، مدیریت محصول،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۴:۴۳:۴۳ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

۵ نکته مهم برای شکوفایی رشد کسب‌وکار کوچک

بی‌ثباتی اقتصادی و بازار در طی چند سال گذشته بسیاری از صاحبان کسب و کارهای کوچک را از پا انداخته‌است. بهترین استراتژی‌ها نه تنها برای زنده ماندن از این نوسانات بلکه برای رشد چیست؟ رشد در دنیای در حال تغییر نیازمند خلاقیت فراوان، تمایل به امتحان ایده‌های جدید، و تمرکز مداوم بر روی زمینه‌های کسب‌وکار است که همیشه مهم خواهند بود. قرار دادن استراتژی‌های رشد در کسب و کارتان در اسرع وقت سازمان شما را برای موفقیت در بلندمدت آماده خواهد کرد. ​

با اینکه بازار ممکن است غیرقابل‌پیش‌بینی باشد، اما توانایی شما برای به عهده گرفتن مسیر کسب‌وکار، این طور نیست. این استراتژی‌ها را امتحان کنید تا امسال شروع شوند. ​

 

۱. مشتریان یا ارباب رجوع خود را جدی بگیرید.

​​​​​​​​به عنوان یک متخصص در زمینه کاری و یا کسب‌وکار شما، گاهی اوقات ممکن است احساس کنید که ارباب رجوع و یا مشتریان شما نمی‌دانند که چه می‌خواهند و یا چطور می‌خواهند آن را دریافت کنند. این پارادایم در حال تغییر است. مشتریان بالقوه شما هر روز در حال تبدیل شدن به مشتریان باهوش هستند. آن‌ها انتظارات بالایی دارند و اگر کسب‌وکار شما نتواند آن‌ها را برآورده کند، به سراغ کسب‌وکار بعدی می‌روند که می‌تواند. این به این معنی است که شما باید نظرات آن‌ها را جدی بگیرید. ایجاد ارتباط واقعی با مشتری به این معنی است که به آن‌ها اجازه دهید در داستان شرکت شما شرکت کنند. ​

همیشه سعی کنید کار بهتری برای مشتریان خود انجام دهید. به جامعه خود نشان دهید که نظرات آن‌ها مهم است. بدانید که آن‌ها چه چیزی را دوست دارند و چه چیزی را در مورد محصولات، خدمات، یا تجربه مشتری شما دوست ندارند. سعی کنید تغییراتی که آن‌ها می‌خواهند ببینند را امتحان کنید. از پاسخ خواهید فهمید که آیا به حرکت خود در مسیر ادامه دهید یا به سراغ یک استراتژی دیگر بروید. ​

 

۲. استراتژی بازاریابی دیجیتالی خود را به طور مداوم اصلاح کنید.

​​​​​​​​از معیارهای خود استفاده کنید! آن‌ها تنها چیزی نیستند که هر از گاهی برای محاسبه ROI شما به آن نگاه می‌کنند. آن‌ها باید ماه به ماه بر استراتژی شما تاثیر بگذارند. همانطور که مخاطبین شما رشد می‌کنند و تغییر می‌کنند، استراتژی شما نیز باید تغییر کند. ​​​​​​​​بدانید که در حال انجام بهترین و چرا هستید. پس با این تلاش مضاعف می‌شود. سعی کنید به این نکته اشاره کنید که چرا استراتژی‌های دیگر نیز کارساز نیستند. تغییرات ایجاد کنید و یا آن‌ها را به کلی رها کنید. با سرعت تغییر در دنیای آنلاین، شما زمانی برای هدر دادن استراتژی‌هایی که ارائه نمی‌شوند ندارید. ​

علاوه بر معیارهای خودتان، بهترین روش‌ها در بازاریابی دیجیتال نیز به سرعت تغییر می‌کنند. به نحوه تاثیر تغییرات بر آنچه که سعی دارید انجام دهید آگاه باشید. شما نمی‌خواهید تنها برای این به یک استراتژی قدیمی وابسته باشید که ببینید فروش شما به آرامی کاهش می‌یابد. رقبای خود و دیگر عوامل مهم در حوزه کاری خود را زیر نظر داشته باشید. آن‌ها چه کاری انجام می‌دهند؟ آن ها چه کار می کنند؟ که این طور نیست؟ تغییراتی که منطقی به نظر می‌رسند. سپس ماه آینده دوباره این کار را انجام دهید. نکته مثبت: یک بازاریاب دیجیتالی متخصص پیدا کنید که با حوزه کاری شما آشنا باشد و از آن‌ها بخواهید که این را برای شما مدیریت کنند. ​

 

۳. اولویت‌بندی توسعه تیم.

​​​​​​​​تاثیر تیم شما اغلب کلیدی است که به کسب‌وکار شما اجازه رشد می‌دهد. اگر تیم شما ارتباط خوبی با کار آن‌ها ندارد و یا از کار آن‌ها راضی نیست، احتمال اینکه استراتژی‌های رشد کار کنند، کم‌تر است. تیم شما مهارت‌های محرک یا مشارکتی برای بهترین فرصت‌های ممکن را به موقع نخواهد داشت. به همین دلیل مهم است که وقت و منابع خود را صرف توسعه تیمی کنید که با هم‌کار می‌کنند و در ماموریت شرکت شما سرمایه‌گذاری می‌کنند.

​​​​​​​​دقت کنید که اعضای تیم تان بدانند که برای آن‌ها ارزش قائلند و تاثیر آن‌ها را بر موفقیت کسب‌وکار تان مشخص کنید. استقلال را تشویق کنید و به اعضای تیم خود اجازه دهید تا مسئولیت نقش خود را برعهده بگیرند. این نشان‌دهنده اعتماد شما به توانایی‌های آن‌ها است. این کار به آن‌ها اعتماد به نفس می‌دهد تا بهترین کار خود را انجام دهند. در نهایت، ارتباطات واضح، مستقیم و مکرر را تشویق کنید. با وجود همه افراد حاضر در یک صفحه، شما می‌توانید استراتژی‌ها را به راحتی اجرا کنید. ​

 

۴. جریان کار خود را با یک دستیار مجازی هموار کنید.

​​​​​​​​با محول کردن کار به یک دستیار مجازی کسب‌وکار خود را تا جای ممکن کارآمد کنید. تمام فعالیت‌های هدر رفته در لیست کارهایی که باید انجام دهید را به عنوان یک صاحب کسب‌وکار در پاسخ به ایمیل‌ها، ایجاد صورتحساب ها و پیشنهادها، و مدیریت تقویم خود در نظر بگیرید. حالا به این فکر کنید که اگر لازم نبود هیچ کدام از این کارها را خودتان انجام دهید، هفته تان چطور می‌شد. این فعالیت‌های خسته‌کننده شما را از هسته اصلی کسب و کارتان دور می‌کند، جایی که زمان شما با ارزش ترین زمان است. با کمک یک دستیار مجازی، صاحبان کسب‌وکار بهتر می‌توانند بر روی تصویر بزرگ تمرکز کنند. ​

علاوه بر این که برنامه خود را به عنوان صاحب کسب‌وکار آزاد می‌کنید، دستیار مجازی شما می‌تواند به شما کمک کند تا جریان کار خود را اصلاح کنید تا همه چیز در کسب‌وکار کوچک شما با کارایی بیشتری انجام شود. اکثر دستیاران مجازی تجربه کمک به صاحبان کسب و کارهای کوچک برای اداره شرکت‌ها در صنایع مختلف را دارند. آن‌ها می‌توانند فرآیندهای فعلی شما را مرور کنند و راه‌هایی را برای بهبود پیشنهاد دهند. برای مثال، آن‌ها ممکن است شما را با یک سکوی مدیریت پروژه آشنا کنند که تبدیل به یک تعویض کننده بازی برای شما و تیم شما می‌شود. کار اصلی آن‌ها این است که زندگی خود را به عنوان صاحب کسب‌وکار آسان‌تر کنید و در عین حال به کسب‌وکار خود کمک کنید که با تلاش شخصی کمتری اداره شود. ​

 

۵. نوآوری برای تمایز.

​​​​​​​​کسب‌وکار شما قادر به دستیابی به رشد پایدار با استراتژی‌های ایستا نخواهد بود. این یعنی باید جهش کنید و چیز جدیدی را امتحان کنید. از استراتژی‌های فروش جدید گرفته تا تقویت محصولات و خدمات خود، شما باید به طور مداوم کسب‌وکار خود را بهینه‌سازی و متمایز کنید تا در بازار خود رقابتی باقی بمانید. این مساله منجر به ارائه ایده‌های خلاقانه و تحلیل احتمال موفقیت آن‌ها می‌شود. ایده پردازی و تحقیق در این فرآیند به یک اندازه مهم هستند. نوآوری را در تیم خود تشویق کنید، اما از آن‌ها بخواهید تا پیشنهادها خود را با معیارها و حقایق قابل‌اعتماد پشتیبانی کنند. ​

به جای نگاه منفعلانه به تکامل کسب و کارتان که بر روی کار روزمره تمرکز کرده‌اید، یک رویکرد آگاهانه در این سفر در پیش بگیرید. کسب و کارتان را در جهتی قرار دهید که ببینید بیش‌ترین فرصت به سمت جلو حرکت می‌کند. خط سیر کار خود را در نظر بگیرید. ده سال دیگر کجا خواهد بود؟ برند شما چگونه با این داستان تناسب دارد؟ حالا با معرفی ایده‌های هوشمند و صنعت محور از این منحنی پیشی بگیرید. ​

برای بسیاری از صاحبان کسب و کارهای کوچک، رشد معنادار ممکن است مانند یک هدف دور به نظر برسد. این چیزی است که در نهایت وقتی همه چیز شروع به آرام شدن می‌کند، به آن دست پیدا خواهید کرد. متاسفانه، منتظر ماندن برای آرامش و یا بهترین زمان تنها زمان شما را تعیین می‌کند و به کسب‌وکار شما این امکان را می‌دهد که فرصت‌ها را از دست بدهد. با اداره کسب‌وکار خود با طرز فکر رشد و اجرای استراتژی‌هایی مانند آن‌هایی که در اینجا ذکر شده‌اند، کسب‌وکار شما در موقعیت مناسبی برای پایان دادن به ۲۰۲۲ بهتر از همیشه خواهد بود. ​

با پشتیبانی یک دستیار مجازی و تیم خود، شما زمان و آزادی برای تمرکز بر دیدگاه خود برای شرکت و تعریف یک مسیر برای رسیدن به آن را خواهید داشت. رشد می‌تواند یک سفر طولانی برای کسب و کارهای کوچک باشد، اما قرار دادن کسب و کارتان در موقعیت رشد به شما کمک خواهد کرد که به آنجا برسید. بهترین شانسی که امسال اتفاق افتاد! ​


برچسب: کسب‌وکار، مدیریت، تجزیه‌وتحلیل،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۴:۳۸:۴۵ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

در ۳۰ ثانیه حالت نمایشی خوبی ایجاد کنید

در ایالات‌متحده، سوپر بول این آخر هفته قدرت ۳۰ تبلیغ دوم را به ما نشان داد و نشان داد که آن‌ها تا چه حد می‌توانند در ارتقای آگاهی یک شرکت موثر باشند. اما ما چند بار با مخاطبانمان که می‌خواهیم بر آن‌ها تاثیر بگذاریم، مکان‌های ۳۰ ثانیه‌ای خود را ایجاد می‌کنیم؟ ​

اکثر ما در کسب‌وکار ساخت تبلیغات تلویزیونی نیستیم، اما در مکالمات تقریبا همیشه ۳۰ ثانیه زمان وجود دارد که می‌تواند جلسه را به یاد ماندنی کند. ​

مالکوم گلدول به این پدیده در کتابش، Blink اشاره می‌کند. او در مورد "برش نازک" یا "توانایی ناخودآگاه ما برای پیدا کردن الگوها در موقعیت‌ها و رفتارها براساس تکه‌های بسیار باریک تجربه" صحبت می‌کند. او توضیح می‌دهد که چه مقدار اطلاعات می‌تواند توانایی یک فرد برای تجزیه و تحلیل دقیق یک موقعیت را تیره کند، و چگونه " در تصمیم‌گیری خوب، صرفه‌جویی اهمیت دارد." به عبارت دیگر، تاثیرات کوچک به حساب می‌آیند. و اگر چه شما هرگز فرصت دوباره­ای برای خلق اثر اول به دست نمی­آورید، اما فرصت­های زیادی برای خلق اثر بعدی به دست می­آورید.

پس چگونه می توانید لحظه خود را به یک نقطه عطف تبدیل کنید؟ بیایید به دنبال تبلیغ کنندگان برای راهنمایی باشیم:

توجه مخاطبین خود را ثبت کنید. به یکی از تبلیغات مورد علاقه خود فکر کنید (‏یا می‌توانید یکی از آن‌ها را از بازی انتخاب کنید)‏. کدام بخش از این تجارت با شما می­ماند؟ تبلیغ از چه تکنیکی برای جلب شما در طنز، زیبایی‌شناسی، احساسات، شگفتی، یا چیز دیگری استفاده کرد؟ به این فکر کنید که چطور می‌توانید این تکنیک را در مکالمه مهم بعدی خود جای دهید. ​

پیام واضحی برای من فرستاد. پیام کلیدی برای مخاطبان هدف را در نظر بگیرید. این شرکت سعی کرد چه چیزی را منتقل کند، و تبلیغ‌کننده چگونه از آن برای ارتباط با بینندگان استفاده کرد؟ آن‌ها چگونه پیام را طوری قرار دادند که این نکته را مشخص کنند؟ حالا، در مورد پیام خود فکر کنید مهم‌ترین چیزی که می‌خواهید بینندگان شما دریافت کنند چیست؟ چگونه ممکن است پیام خود را منتقل کنید تا مطمئن شوید که مخاطبین شما این درک را درک می‌کنند؟ ​

بر روی تمایز تمرکز کنید. به این فکر کنید که چه چیزی تبلیغ‌کننده شما را از دیگران متمایز می‌سازد. این شرکت چگونه از این تجارت برای به تصویر کشیدن نام تجاری منحصر به فرد خود استفاده کرد؟ برای خودتان هم همین فکر را بکنید: چه چیزی شما را از دیگران جدا می‌کند؟ چگونه می‌توانید ویژگی‌های متمایز خود را برجسته کنید؟ ​

هنگامی که این سه المان را با هم ترکیب می‌کنید، پتانسیل یک "نقطه" تاثیرگذار را دارید. کلید کار آماده کردن این مولفه‌ها است تا بتوانید در صورت نیاز آن‌ها را به یاد بیاورید. به عنوان مثال، بهترین فروشندگان همیشه برای ارتباط با مشتریان بالقوه که می‌گویند وقت کافی برای صحبت کردن ندارند، آماده هستند. به طور مشابه، بهترین رهبران اغلب کسانی نیستند که بلندتر یا بلندتر صحبت می‌کنند، بلکه کسانی هستند که ایده‌هایشان را به شیوه‌ای به یاد ماندنی منتقل می‌کنند، و می‌توانند بارها و بارها این کار را انجام دهند. ​

دنیای ما پر از سر و صدا، اطلاعات و حواس‌پرتی است؛ بنابراین حتی به مدت ۳۰ ثانیه هم نباید توجه کسی را به خود جلب کرد. اگر بتوانید از آن ۳۰ ثانیه برای جلب توجه آن‌ها، رساندن پیام خود، و متمایز کردن خود از دیگران استفاده کنید، احتمالا صدای شما شنیده می‌شود، درک می‌شود و به یاد می‌آورید. کدام اسپانسر این را نمی­خواهد؟​


برچسب: مهارت‌های نرم، کسب‌وکار، مدیریت،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۳:۱۹:۱۸ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

چگونه تفکر در مورد کار را کنار بگذاریم؟

بسیاری از ما در مورد کار خارج از دفتر فکر می‌کنیم که جایی است که برخی از بهترین ایده‌های ما پدیدار می‌شوند. با این حال، فکر کردن به کار اغلب به معنی تاکید بر کار است که می‌تواند ما را در شب بیدار نگه دارد و یا این که ما را وادار کند که ساعت‌ها قبل از این که زنگ ساعت به صدا درآید، احساس اضطراب کنیم. براساس مطالعه کورن فری، استرس باعث محرومیت از خواب برای ۶۶ % از کارگران آمریکایی در سال ۲۰۱۸ شد. علاوه بر این، محرومیت از خواب می‌تواند استرس کاری ما را با تاثیر منفی بر عملکردهای شناختی مانند قضاوت، تفکر انتقادی، حل مساله، برنامه‌ریزی و سازمان تشدید کند. ​

برای اجتناب از فکر کردن در مورد کار در نیمه‌شب، استراتژی‌های زیر را امتحان کنید:

لیستی از کارهایی که باید انجام دهید تهیه کنید. همیشه کارهای بیشتری باید انجام شود. تحقیقات انجام‌شده توسط دانشگاه "بایلور" و دانشگاه "اموری" نشان می‌دهد که لیست کارهایی که باید برای روز بعد از خواب انجام دهید، به شما کمک می‌کند سریع‌تر به خواب بروید و نیز به شما کمک می‌کند در طول شب دفعات کمتری بیدار شوید. مایکل اسکالی، مولف اصلی این مطالعه توضیح می‌دهد که وظایف تمام نشده از طریق ذهن شما در "سطح بالایی از فعال‌سازی شناختی" باقی می‌مانند. این در واقع چیزی است که باعث می‌شود شب بیدار بمانید. عمل نوشتن این وظایف کامل نشده، برانگیختگی شناختی، نشخوار فکری و نگرانی را کاهش می‌دهد. و اگر نصفه‌شب از خواب بیدار شوی، ناگهان به خاطر آوردن یک کار فوری، یک تکه کاغذ و یک قلم روی پاتختی گذاشت تا آن را بگیرد و به خواب برگردد. ​

یک مجله داشته باشید. توبی، یکی از مشتریان من در یک شرکت خدمات حرفه‌ای، فشار کاری قابل‌توجهی را به دلیل اصطکاک با هم‌کار سخت خود تجربه می‌کرد. بعد از یک حادثه بسیار ناراحت‌کننده، او ایمیلی به من نوشت و توضیح داد که چه اتفاقی افتاده و چه چیزی او را بسیار ناراحت کرده‌است. در حالی که هدف اولیه او این بود که مرا به روز کند و از آنچه که می‌خواست در جلسه بعدی درباره آن صحبت کند سر در بیاورد، او با نوشتن در مورد تجربیاتش و این که چگونه این تجربه باعث شد احساس کند، توانست آن را جبران کند و آن شب آرام بخوابد، آن را به اشتراک گذاشت. نشان‌داده شده‌است که نوشتن یا نوشتن افکار و احساسات شما به جای فکر کردن در مورد آن‌ها به پردازش احساسات و کاهش استرس و اضطراب کمک می‌کند چون به سطح بالاتری از پردازش روانی نیاز دارد. هم چنین با در نظر گرفتن وقایع مثبت و آنچه که شما در نوشتن خود از آن ممنون هستید، می‌توانید به طولانی‌تر شدن خواب و احساس آرامش بیشتر کمک کنید. در مطالعه‌ای بر روی دانشجویان کالج که از نگرانی هنگام خواب رنج می‌بردند، گروهی از دانشجویان که به طور تصادفی هر شب به مدت یک هفته قبل از خواب به دفتر روزنامه مراجعه می‌کردند، علاوه بر بهبود کیفیت و طول مدت خواب، استرس و نگرانی زمان خواب کمتری را تجربه کردند.

​​​​​​​​ تمرین خود دلسوزی. سارا رئیس استراتژی یک شرکت فن‌آوری بود که سهام آن در حال کش‌مکش بود. او استراتژی M&A خود را به هیات‌مدیره ارائه داد و سوالات سختی را مطرح کرد که تا آنجا که می‌توانست انتظار نداشت و یا جواب نمی‌داد. نفسش گرفت. به جای نگاه کردن به این به عنوان یک تجربه یادگیری، اگرچه دردناک، برای جلسات آینده هیات‌مدیره، او بارها و بارها آن را در ذهن خود تکرار کرد، خود را کتک زد و برای هفته‌ها خواب خود را از دست داد. کریستین نف، نویسنده شفقت به خود: قدرت ثابت مهربان بودن نسبت به خود، شفقت به خود را اینگونه توصیف می‌کند که به خودتان همان مهربانی، مراقبت و نگرانی را نشان می‌دهید که دوست خوبی را نشان می‌دهید. تمرین شفقت به خود و درک این که همه ما انسان ناقصی هستیم، به شما این امکان را می‌دهد که چرخه افکار منفی و خود داوری که با نشخوار فکری همراه است را بشکنید، که با چندین اثر منفی، از جمله بی‌خوابی، در ارتباط است. تحقیقات بیشتر از دانشگاه ایالتی تگزاس و دانشگاه سان یات سن، یافته‌هایی را تقویت کردند که شفقت شخصی، خواب ضعیف مرتبط با استرس را کاهش می‌دهد. ​

مشارکت در فعالیت فیزیکی. تحقیقات نشان می‌دهند که یک نمونه از تمرینات با شدت متوسط می‌تواند نشخوار فکری که ما را در شب بیدار نگه می‌دارد را کاهش دهد. همچنین شواهد محکمی وجود دارد که به طور کلی کم‌تر از ۳۰ دقیقه ورزش هوازی می‌تواند به ما کمک کند سریع‌تر به خواب برویم و کیفیت خواب را بهبود بخشد. ورزش نه تنها میزان خواب عمیقی که به دست می‌آوریم را افزایش می‌دهد، بلکه ذهن را از بین می‌برد، که شارلن گامالدو، مدیر پزشکی مرکز جان‌هاپکینز برای خواب، آن را "فرآیند شناختی که برای انتقال طبیعی به خواب مهم است" می‌نامد. با این حال برای برخی افراد، ورزش کردن نزدیک به زمان خواب می‌تواند در خواب اختلال ایجاد کند. اگر شما یکی از این افراد هستید توصیه می‌شود حداقل یک تا دو ساعت قبل از خواب ورزش کنید. ​

مدیتیشن را تمرین کنید. همانند شفقت به خود، ذهن آگاهی تمرین حضور کامل و تمرکز توجه شما بر افکار، احساسات و احساسات بدنی بدون قضاوت نیز پادزهری برای نشخوار فکری است که می‌تواند شما را در شب بیدار نگه دارد. با حضور کامل در لحظه، شما وقایع گذشته را تغییر نخواهید داد و یا نگران وقایع آینده نخواهید بود. تحقیقات زیادی در مورد اثرات مثبت مدیتیشن بر اضطراب و استرس وجود دارد. علاوه بر این، محققان در هلند دریافتند که حتی مقادیر کمی از مدیتیشن ذهن آگاهی (‏۱۰ دقیقه قبل و بعد از کار به مدت دو هفته کاری)‏ به ذهن‌های مسابقه آرام، بهبود کیفیت خواب و طول مدت خواب کمک می‌کند. ​

استرس ناشی از کار اجتناب‌ناپذیر است، اما لازم نیست خواب شب خوبی داشته باشید. با استفاده از استراتژی‌های بالا، می‌توانید توانایی خود را برای بیدار شدن با احساس طراوت و آمادگی برای مقابله با روز کاری افزایش دهید. ​


برچسب: مهارت‌های نرم، کسب‌وکار، مدیریت،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۳:۱۷:۵۳ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

چگونه هنگام احساس سرما به جلو حرکت کنیم؟

مجریان و مدیران وظیفه کنترل فشار در بازار و نیروی کار، مدیریت یک محل کار ترکیبی، پرداختن به چالش‌هایی مانند گرم شدن جهانی هوای کره زمین از طریق استراتژی‌های محل کار، و تداوم در مواجهه با عدم قطعیت را بر عهده دارند. علاوه بر آن، افزایش ناآرامی‌های اجتماعی و سیاسی و خشونت به این معنی است که نگرانی‌های گسترده جهانی به شیوه‌های مختلف بر کارکنان آن‌ها تاثیر می‌گذارد. ​

با توجه به استرس ناشی از این فشارها، تقریبا هر مکالمه مربی گری با مدیران اجرایی که در حال حاضر دارم نشان می‌دهد که یک احساس مشترک در حال ظهور است: ترس. ​

ترس ما را فلج می‌کند و منجر به رفتارهای ضد تولیدی می‌شود. ما عمل کردن را به تعویق می‌اندازیم چون از بدتر کردن اوضاع می‌ترسیم. ما توجه خود را بر روی تقاضاهای کوتاه‌مدت متمرکز می‌کنیم، زیرا نمی‌خواهیم با آینده روبرو شویم. این اعمال به ما اجازه می‌دهند تا از احساسات واقعی خود پنهان شویم. ​

چیزی که در این واکنش‌های ترس رایج است این است که آن‌ها پیشگیرانه هستند: ما از آنچه که هنوز اتفاق می‌افتد می‌ترسیم. ذهن ما با ناشناخته‌ها دست و پنجه نرم می‌کند، و ما جاهای خالی را با نتایج شوم پر می‌کنیم. ما خودمان را متقاعد می‌کنیم که اگر بدترین شرایط را پیش‌بینی کنیم، بهتر است برای آن آماده باشیم، در حالی که در واقع، پیش‌بینی شوم ما ما را تشویق می‌کند که از حرکات جسورانه خود دست بکشیم.

ترس خود را در طیف گسترده‌ای از روش‌ها در مجراهای شرکتی و کانال‌های مجازی نشان می‌دهد. به عنوان مثال، بسیاری از شرکت‌ها در حال آماده شدن برای ادامه عدم قطعیت اقتصادی با تشدید غرامت هستند. مدیران برای ارائه بازخورد سخت تردید می‌کنند، و نگران این هستند که کارمندان بیش از حد استرس زده ممکن است فرار کنند. افراد در فرایندها و روال‌های موجود خود ثابت می‌مانند، و ترس آن‌ها برای ارائه ایده‌های جسورانه بیش از حد است زیرا عدم قطعیت در مورد آینده باعث می‌شود که آن‌ها از فکر کردن بزرگ بترسند. برخی دیگر از همکاران و مدیران خود گله می‌کنند زیرا عدم توافق ممکن است آن‌ها را برای انتقاد یا پیامدهای بدتر جدا کند. ​

در بحث‌های من با مشتریان، ما چهار تغییر در تفکر برای مقابله با نشانه‌های ترس در محل کار ایجاد کرده‌ایم تا آن‌ها بتوانند از فلج به عمل بیایند. ​

 

از کمیابی گرفته تا فراوانی

​​​​​​​​بسیاری از مدیران اجرایی می‌ترسند که کافی نباشد: کارمندان، مشتریان، پول کافی ندارند و جای خالی را پر نمی‌کنند. در نتیجه، آن‌ها کمربندهای خود را می‌پیچند و ابتکارات خود را پنهان می‌کنند. طرز فکر کمیابی مانع از تفکر گسترده و نوآورانه می‌شود. ​

برای مقابله با این نوع ترس، این تمرین را امتحان کنید. دو ستون بر روی یک برگه کاغذ ایجاد کنید. مواردی که در یک ستون کم یا کم می‌شوند، مانند کاهش بودجه و ارقام فرسایش را لیست کنید. در ستون دوم، مواردی که پایدار هستند را لیست کنید، مانند نقاط قوت تیم یا زیر ساخت‌های موجود و فرایندهایی که از آن‌ها استفاده می‌کنید. این تمرین ترس را در مقابل حقایق به شیوه‌ای مشهود قرار می‌دهد. شما چه شواهدی از کمیابی دارید، و کجا فراوانی پیدا کرده‌اید؟ ​

 

از بسته شدن تا باز شدن

کارهای از راه دور افق دید ما را گسترش داده و امکان هم‌کاری در سراسر جهان را فراهم کرده‌است. متاسفانه، از آنجا که هم‌کاری در میان مکان‌ها اغلب به صورت ناهمگام، نسبت به کار غیرشخصی، وقت گیرتر بوده و جلسه فشرده‌تر است، اولویت‌بندی روابط ما با کسانی که از نزدیک با آن‌ها کار می‌کنیم، برای ما آسان است. این تمرکز درونی ما را از استفاده از فرصت کار از راه دور برای تنوع دور نگه می‌دارد. ​

بسیاری از مشتریان من می‌گویند که محیط‌های ترکیبی آن‌ها باعث رشد محلی‌سازی، و کوچک شدن محیط محل کار و سفر آن‌ها شده‌است. آن‌ها همچنین به شدت محدود شده‌اند که با چه کسانی تعامل دارند. به عنوان مثال، با توجه به فقدان تماس‌های ویدیویی پشت سر هم، یکی از مشتریان من اکنون تنها با کسانی ملاقات می‌کند که به طور مستقیم با آن‌ها کار می‌کند. برای تیم‌هایی که خارج از محدوده زمانی او هستند و یا مستقیما در آن دخالت ندارند، او به جای صحبت کردن با آن‌ها در زمان واقعی، درخواست به روز رسانی از طریق تیم‌ها را دارد. این مساله در مورد چندین مشتری صدق می‌کند که جلساتشان محدود به کسانی است که روزانه با آن‌ها کار می‌کنند. ​

اما یک تمرکز درونی همچنین باعث ترس از بیرون و کم‌تر آشنا یا خانوادگی می‌شود. برای مقابله با این مساله، نوردهی تدریجی را در نظر بگیرید. این هفته چه کاری از دستت بر میاد؟ اگر از این می‌ترسید که تیم طراحی چطور به تصمیم مهندسی شما واکنش نشان دهد، می‌توانید از یک عضو تیم طراحی برای یک گفتگوی ویدئویی در هنگام صرف چای یا قهوه دعوت کنید و متوجه شوید که آن‌ها چطور به تنظیمات در مورد تغییر ویژگی‌های شما فکر می‌کنند؟ با جایی که می‌توانید یک یا دو فرد مختلف را در اینجا و آنجا درگیر کنید، آزمایش کنید تا حوزه تعامل خود را گسترش دهید. ​

از یخ زدن تا حرکت کردن.

وقتی ما از عواقب آن می‌ترسیم، ممکن است فکر کنیم که هیچ عملی بهترین عمل نیست. اما انتخاب نکردن به خودی خود یک انتخاب است. اگر سکون پیشرفت کند، حرکت آن را باز می‌کند. کوچک شروع کنید. به جای نادیده گرفتن درخواست‌ها برای تصمیم‌گیری، تخصیص منابع، یا راه‌اندازی یک پروژه، یک گام بعدی برای حرکت را شناسایی کنید. به عنوان مثال، می‌توانید از شش مشتری درباره نحوه استفاده آن‌ها از محصول خود برای اطلاع‌رسانی بیشتر به مسیر پیش رو نظرسنجی کنید. ​

همچنین می‌توانید این تمرین را امتحان کنید: بگویید به خاطر ترس از ناامید کردن هر کسی و یا به هم زدن تعارض در یک پروژه خاص بی‌حرکت مانده‌اید. در مقیاس ۱ تا ۵ (‏که در آن ۱ تراز نیست و ۵ بسیار تراز است)‏، برای هر گروه ذی‌نفع، درجه‌ای که آن‌ها با چشم‌انداز شما هم تراز هستند را بنویسید. با دیدن اعداد ذکر شده می‌توانید زمان مناسب برای حلقه زدن آن‌ها را انتخاب کنید. یک نفر با تعداد خیلی کم شایستگی یک جلسه را دارد، بنابراین آن‌ها شک ندارند که همه گروه شک کنند. یک نفر با عدد بالاتر (‏اما نه خیلی بالا) ‏ممکن است در گروه بهتر مورد خطاب قرار گیرد تا جاه‌ای خالی را پر کند که در آن ممکن است دیگران به طور مشابه گیج شوند. شما ممکن است متوجه شوید که اتحاد بیشتری از آنچه فکر می‌کردید وجود دارد، افرادی را که می‌توانید با آن‌ها متحد شوید تا مخالفان را بسیج کنید، یا متوجه شوید که شما کسی هستید که باید ذهن خود را با توجه به واریانس گسترده بین دیدگاه‌های دیگران و دیدگاه‌های خودتان تغییر دهید. در این مرحله، شما می‌توانید گام بعدی را تشخیص دهید. ​

 

از دیوانگی گرفته تا رویارویی با ترس هایمان.

​​​​​​​​وقتی ترسیده‌ایم، ممکن است لیستی از فعالیت‌ها را برای جلوگیری از مواجهه با ترسمان تهیه کنیم. پیش از این هرگز مجبور نشده بودیم تا این حد با جدیت به هر ایمیل، اسلاک، متن، یا دعوت جلسه پاسخ دهیم. هر چه بیشتر نگران باشیم، با این باور که بیش از حد مشغول مبارزه با آن هستیم، بیشتر از چیزی که وحشت زده باشیم عقب‌نشینی می‌کنیم. ​

در عوض، ۱۵ دقیقه را در تقویم خود مسدود کنید تا تمام پیغام‌ها و کارهای شلوغ را متوقف کنید. از دشمنی که از آن اجتناب می‌کنید نام ببرید. سه ستون بنویسید: بدترین حالت، وضعیت فعلی، و بهترین نتیجه ممکن. سپس آنچه که باید اتفاق بیفتد را شناسایی کنید تا منجر به هر احتمال شود. برای مثال، شکست کامل ممکن است به معنای از دست دادن یک مشتری مارچی باشد که زنجیرهای از مشتریان را به سمت خود جذب می‌کند. موفقیت وحشیانه مشتریان مارکی را تا ۵۰ % افزایش خواهد داد. وضعیت فعلی یک مشتری بزرگ و دو حامی زندگی است. با نوشتن جزئیات در زیر هر ستون، ممکن است متوجه شوید که اگر به انتخاب‌های فعلی خود پایبند باشید، احتمال اینکه تیم خود را در جهت دیگری حرکت دهید، بسیار بیشتر است. ​

ترس پیشگیرانه این احتمال را افزایش می‌دهد که پیش‌بینی‌های شوم ما انجام شود. این مساله ما را از حال و انتخاب‌هایی که می‌توانیم انجام دهیم تا نسخه بهتری از کارمان و خودمان را به دست آوریم، دور می‌کند. به جای اینکه در جای خود ثابت بمانید، استراتژی‌هایی را دنبال کنید تا منتظر آینده باشید و آینده را شکل دهید.


برچسب: کسب‌وکار، مدیریت، تجزیه‌وتحلیل،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۳:۱۶:۵۴ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

چگونه یک پیشنهاد شغلی را مدیریت کنید وقتی هنوز در جای دیگری مصاحبه می‌کنید

بعد از ماه‌ها مصاحبه برای مشاغل جدید، شما در نهایت یک پیشنهاد در دست دارید. شما هیجان‌زده هستید، اما این اولین انتخاب شما نیست. شما هنوز در حال مصاحبه برای شغل رویایی خود و برخی شغل های دیگر هستید که هنوز اطلاعات کافی در مورد آن ها ندارید. شما نمی‌خواهید پیشنهاد فعلی را از دست بدهید، اما در عین حال، می‌خواهید ببینید که فرآیندهای استخدام شرکت‌های دیگر چطور پیش می‌روند. چه باید کرد؟ در اینجا به پنج روش برای مدیریت یک پیشنهاد در دست، زمانی که نمی‌دانید آیا و یا چه زمانی پیشنهاد دیگری ارائه خواهد شد، اشاره می‌کنیم.

درخواست زمان برای تصمیم‌گیری

مهم‌ترین کاری که باید انجام دهید ابراز هیجان است. بدون تنظیم لحن مثبت، ریسک پس گرفتن پیشنهاد را به جان می­خرید. با اجازه دادن به یک استخدام‌کننده برای اطلاع از اینکه شما در مورد شغل و شرکت هیجان‌زده هستید و از داشتن این پیشنهاد سپاسگزار هستید، نشان می‌دهید که بر روی پیوستن به شرکت آن‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اید. ​

سپس می‌توانید تا یک هفته از او بخواهید که این پیشنهاد را بررسی کند. واکنش استخدام‌کننده را تحریک کنید. برخی از شرکت‌ها نمی‌خواهند تا آن زمان منتظر بمانند، زیرا بازار رقابتی است، و شرکت می‌خواهد بداند که آیا نیاز دارد به یک نامزد پشتیبان برود یا جستجو را دوباره شروع کند. اگر واکنش استخدام‌کننده سرد است، از آن‌ها بپرسید که یک دوره زمانی معقول برای دادن پاسخ بدون ارائه جزئیات بیشتر است. شما نمی‌خواهید به آن‌ها بگویید که هنوز در حال مصاحبه هستید چون این احساس را به شما می‌دهد که هیجان شما در مورد این نقش معتبر نیست. ​

 

با افراد بیشتری ملاقات کنید و یا به یک تور بروید. ​

اگر نمی‌توانید میزان زمان لازم برای در نظر گرفتن پیشنهاد را کنترل کنید، می‌توانید با درخواست ملاقات با کسی که هنوز او را ندیده اید و یا بازدید از دفتر کار (‏در صورت امکان) ‏قبل از تصمیم‌گیری، جدول زمانی را گسترش دهید. انجام یک تور، حتی یک دفتر خالی، به شما کمک خواهد کرد تا درک درستی از فرهنگ و فضاهای جمعی به دست آورید. سعی کنید جلسه را برنامه‌ریزی کنید و یا یک هفته دیگر سفر کنید، که به شما این شانس را می‌دهد که مصاحبه را با شرکت‌های دیگر به پایان برسانید. ​

 

رد شرکت‌هایی که علاقه‌ای به آن‌ها ندارید

در طول این مدت، اگر با شرکت‌هایی مصاحبه کرده‌اید که چندان علاقه‌ای به آن‌ها ندارید، با استخدام‌کننده‌ها تماس بگیرید یا ایمیل بزنید تا به آن‌ها اطلاع دهید که پیشنهاد دارید و قصد دارید آن‌ها را بپذیرید. در حالی که بسیاری از داوطلبان توسط یک استخدام‌کننده در برخی موارد در جستجوی شغل خود فریب داده شده‌اند، رفتار ضعیف را تقلید نکنید. شما با آن‌ها رابطه برقرار کرده‌اید و ممکن است در عرض چند سال به آن نیاز داشته باشید. با استخدام‌کننده‌ها با احترام رفتار کنید، حتی اگر تجربه بدی داشته‌اید. ​

 

معین کنید که آیا شما کاندیدای مناسبی در جای دیگری هستید یا خیر

با استخدام‌کننده یا مدیر استخدام از شرکت انتخاب اول خود تماس بگیرید تا هیجان خود را برای شغل او تکرار کنید و به او بگویید که آن‌ها اولین انتخاب شما هستند، اما شما پیشنهادی از شرکت انتخاب دوم خود دارید. ذکر کنید که اگر کاندیدای مناسبی برای اولین انتخاب نیستید، نمی‌خواهید پیشنهاد خود را از دست بدهید، از او بپرسید که آیا واقعا در حال دویدن هستید یا خیر، و با دقت به انرژی پاسخ خود گوش دهید. اگر آن‌ها بگویند که شما کاندیدای مناسبی نیستید، می‌توانید ادامه دهید. اگر آن‌ها می‌گویند که تازه روند کارمند یابی را شروع کرده‌اند، به این معنی است که تا جایی که ممکن است عالی باشید، آن‌ها می‌خواهند شما را به عنوان یک کاندید از دست بدهند. ​

اگر آن‌ها بگویند که شما یک نامزد با دوام هستید، شور و شوق زیادی وجود دارد، و شما در روند مصاحبه بسیار پیش رفته‌اید، می‌توانید بپرسید آیا چیز دیگری هست که بتوانید به آن‌ها پاسخ دهید و پیشنهاد دهید. اگر در مراحل اولیه مصاحبه هستید، می‌توانید از آن‌ها بخواهید که بقیه مراحل را تسریع کنند تا مشخص شود که بهترین نامزد برای این کار هستید یا خیر. اگر آن‌ها می‌توانند به سرعت اوضاع را تسریع کنند، عالی است! اگر آن‌ها نمی‌توانند، باید تصمیم بگیرید که آیا می‌خواهید ریسک رد پیشنهادی که قبلا داشته‌اید را قبول کنید یا خیر. ​

 

این شغل را در نظر بگیرید و خواستار شروع با تاخیر شوید. ​

استخدام متوسط جدید کار جدیدی را بین دو و چهار هفته بعد از پذیرش پیشنهاد شروع خواهد کرد. اگر می‌توانید آن را از نظر مالی نگاه دارید، یک ماه قبل تاریخ شروع آن را بپذیرید و درخواست کنید. این به شما این فرصت را می‌دهد تا فرآیند مصاحبه را با هر شرکت دیگری به پایان برسانید تا ببینید آیا آن‌ها تناسب بهتری دارند یا خیر. نکات مثبت و منفی برای انجام این کار وجود دارد:

بنفع

اگر قبول کنید، شغلی در انتظار خواهید داشت، بنابراین فشار زیادی برای به دست آوردن یک پیشنهاد دیگر احساس نخواهید کرد. چهار هفته درخواست کردن نیز به شما این امکان را می‌دهد که یا از اولین شرکت انتخابی خود یک پیشنهاد دریافت کنید و یا از گزینه‌های دیگر خود استفاده کنید، که به شما این امکان را می‌دهد که به طور کامل در شغلی که پذیرفته‌اید سرمایه‌گذاری کنید.​ ​

 

منفی

اگر یک ماه صبر کنید و در حال حاضر بی‌کار هستید، می‌توانید مدت بیشتری حقوق خود را پرداخت نکنید، که می‌تواند منجر به مشکلات مالی شود. حتی اگر این یک نگرانی نیست، تغییر ذهن بعد از پذیرفتن یک پیشنهاد می‌تواند تاثیر ضعیفی بر شخصیت شما داشته باشد، به خصوص اگر شما مکالمات ناراحت‌کننده را به خوبی مدیریت نکنید. ​

اگر می‌خواهید پس از اینکه شرکت دیگری را در جای دیگری پذیرفتید، پیشنهاد شرکت دیگری را بپذیرید، بهتر است که با استخدام‌کننده از شرکتی که قصد دارید در اسرع وقت به آن بپیوندید تماس بگیرید و به او اطلاع دهید که نظر خود را تغییر داده‌اید. ممکن است فکر کنید ایمیل خوب است، اما یک تماس تلفنی با عذر خواهی بهتر است، مهم نیست چقدر ممکن است ناراحت‌کننده باشد. به یاد دارم که یک کارمند جدید تا روز اول کارش حاضر نمی‌شد و به تماس‌ها و متون پاسخ نمی‌داد. با علم به اینکه او برای اولین روز رانندگی مسافت زیادی را رانندگی می‌کرد، استخدام‌کننده پلیس را برای یک چک رفاه به خانه‌اش فرستاد و کارمند جدید در را باز کرد. او یک ایمیل زننده برای استخدام‌کننده فرستاد و گفت که آن‌ها " خیلی زیاد پلیس را به خانه من فرستاده بودند." او به تازگی نظرش را عوض کرده بود و لازم نمی‌دید که به کسی بگوید. ​

۶۰ روز دیگر طول می‌کشد تا شرکت رد شده استخدام شود، بنابراین شرکت را شبح نکنید و یا اطلاع‌رسانی به آن‌ها را به تاخیر نیندازید. حتی اگر شما این مکالمه را به طور کامل مدیریت کنید، ممکن است دیگر هرگز در شرکت رد شده کار نکنید، و یا در شرکت‌های دیگری که در آن‌ها استخدام‌کننده و مدیر استخدام به بعد حرکت می‌کنند کار نکنید. ​

در نهایت، شما می‌خواهید تناسب مناسب را برای شما و شرکت‌ها پیدا کنید و می‌خواهید تناسب مناسب را برای آن‌ها پیدا کنید. اگر باور دارید شرکتی که به شما شغل پیشنهاد داده‌است، براساس آرزوهای شغلی، فرهنگ و یا هر دلیل دیگری، بهترین شرایط برای شما نیست، بهتر است پیشنهاد را رد کنید و به جستجوی خود ادامه دهید اگر بتوانید اضطراب خود را فرو بریزید و از نظر مالی نجات پیدا کنید. تا جای ممکن معتبر و حرفه‌ای بودن از طریق ارتباط فعال برای موفقیت شما نه تنها احساس خوبی در مورد کاری که انجام می‌دهید، بلکه برای شرکت‌هایی که ترک می‌کنید نیز حیاتی خواهد بود. ​


برچسب: مهارت‌های نرم، کسب‌وکار، مدیریت،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۳:۱۳:۳۱ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

چگونه مهارت‌های فروش خود را بهبود بخشید، حتی اگر فروشنده نیستید

در نقطه‌ای از زندگی حرفه‌ای خود، حتی اگر فروشنده نباشید، باید چیزی را بفروشید، چه ایده شما باشد، چه تیم شما، و چه خودتان. بنابراین چطور می‌توانید مهارت‌های فروش خود را بهبود بخشید، به خصوص اگر اغلب اشخاص را تبلیغ نکنید؟ ابتدا باید روی چه چیزی تمرکز کنید؟ و اگر فروش خود را از دست بدهید چه باید بکنید؟ ​

 

کارشناسان چه می‌گویند؟ ​

توماس استنبرگ، استاد دانشکده تجارت دانشگاه ویرجینیا داردن می‌گوید، فروش بد است. او می‌گوید: " والدین بسیار کمی می‌گویند که می‌خواهند بچه‌هایشان بزرگ شوند تا فروشنده شوند." دانشجویان رشته مدیریت اجرایی او متفاوت نیستند. " بسیاری از آن‌ها به من می‌گویند که فروش چیزی است که آن‌ها هرگز نمی‌خواهند در حرفه خود انجام دهند." و با این حال، او می‌گوید، " فروش اساسی‌ترین مهارت است." اسکات ادینگر، بنیانگذار گروه مشاوره ادینگر و نویسنده رهبر پنهان، می‌گوید که مقاومت در برابر فروش ریشه در یک " ایده قدیمی دارد که فروش مردم را وادار می‌کند چیزی را بخرند که نمی‌خواهند، نیازی ندارند، یا نمی‌توانند." او می‌گوید: " فروش در حال حرکت به سمت کس دیگری برای اقدام است." و این بخشی از زندگی حرفه‌ای است. اگر به کارهایی که در طول روز انجام می‌دهید نگاه کنید، از جلسات داخلی با همکاران گرفته تا تماس‌های مشتریان، تقریبا تمام تعاملات شما شامل نوعی فروش می‌شود. ​

 

بازتاب

به گفته ادینگر، راحت شدن با فروش نیازمند "درک درستی از آنچه که فروش است" است. فراتر از مفهوم فروشنده اتومبیل استفاده‌شده حرکت کنید. او می‌گوید: "فروش به معنی اعمال فشار بیش از حد و صحبت مداوم نیست،" در حالی که " یک کت و شلوار پلی استر آبی روشن به تن دارد." در عوض، فروش " متقاعد کردن، الهام بخشی، و رهبری است." هدف شما "کار کردن در هم‌کاری" با یک مشتری یا هم‌کار " برای ایجاد تغییر است." استینبرگ توصیه می‌کند برای رسیدن به طرز فکر درست، بازتاب تجربیات مثبت گذشته خود به عنوان یک مشتری را توصیه می‌کند. او می‌گوید: " وقتی به بهترین تعاملات فروش که در زندگی خود داشته‌اید فکر می‌کنید، تقریبا مثل این است که فروشنده آنجا نبوده است." فروشنده تنها " شخصی بود که به مشکل شما علاقه نشان می‌داد و به شما کمک می‌کرد تا آن را حل کنید."

خودتان را جای طرف مقابل قرار دهید

استنبرگ می‌گوید: " مردم به دو دلیل خرید می‌کنند." آن‌ها یا یک مشکل کسب‌وکار دارند که باید حل شوند و یا یک نیاز شخصی دارند، مانند تمایل به حرکت در سازمان " که ایده شما به شتاب بخشیدن کمک می‌کند. این وظیفه شماست که انگیزه‌های مشتری خود را بشناسید: " وادار کردن رئیس به امضای یک پروژه و یا هیجان‌زده کردن مشتری در مورد آنچه که باید ارائه دهید، چه چیزی لازم است؟ تحقیق خود را با صحبت کردن با افرادی که سعی دارید بر آن‌ها غلبه کنید انجام دهید، و دیگران در این زمینه، به خوبی از قبل پیشنهاد خود را مطرح کنید. به این فکر کنید که چه اطلاعاتی را باید کشف کنید. " همدل باشید. بر روی درک طرف مقابل درباره آنچه که باید انجام دهند و نحوه ارزیابی موفقیت تمرکز کنید." این به شما کمک خواهد کرد که توصیه‌های خود را متناسب کنید. ​

 

برنامه‌ریزی و تمرین

تغییر تبلیغ شما نباید یک تلاش تنها باشد. ادینگر پیشنهاد می‌کند که از "یک هم‌کار یا مدیر قابل‌اعتماد" برای "ایفای نقش" استفاده کنید تا " ببینید چه چیزی کار می‌کند و چه چیزی کار نمی‌کند." هدف شما این است که " درک کنید که جریان این مکالمات چگونه احساس و صدا می‌کند." هم‌کار شما می‌تواند به شما آموزش دهد که چگونه با دیگران برخورد کنید و چگونه تحویل خود را بهبود بخشید. استنبرگ تمرین در مقابل مبتدیان را توصیه می‌کند. او می‌گوید: " با کسی صحبت کنید که در این زمینه متخصص نیست، مانند مادربزرگتان." " سوالات او به شما کمک خواهند کرد تا مشکل را مشخص کنید." به احتمال زیاد، اولین تلاش شما در یک زمین، نشانه را از دست خواهد داد. او می‌گوید: " مردم زمان زیادی را در ذهن خود سپری می‌کنند و به ایده خود فکر می‌کنند، که آن‌ها نمی‌توانند به این که چگونه محصول زندگی فرد دیگری را بهبود می‌بخشد، ارتباط برقرار کنند."

 

آرام باشید و شجاع نباشید

حتی با آماده شدن دقیق و دقیق، درد و رنج می‌تواند از بین برود. آدرنالین شما در حال جوش و خروش است، بنابراین ممکن است بیش از حد صحبت کنی یا نه که به سرعت به آن نقطه برسی. ادینگر می‌گوید: راه‌حل آسانی وجود ندارد. توصیه او: "سعی کنید حالات چهره خود را آرام کنید" و زبان بدنی خود را بااعتماد به نفس و آزاد نگاه دارید. لحن و گام های خود را بررسی کنید. " هیچ‌کس نمی‌خواهد سخنرانی کند. او اضافه می‌کند: "محترمانه رفتار کنید" اما خیلی محترمانه رفتار نکنید. " یک تعامل سطح بالا ایجاد کنید. استاینبرگ می‌گوید: " یک مشکل رایج دیگر این است که به خود اجازه دهید سر راه قرار بگیرد." گاهی اوقات شما گرفتار صحبت در مورد نقاط قوت خود می‌شوید و نه آنچه که طرف مقابل می‌خواهد." او گفت: " در بهترین حالت، فرد خسته می‌شود. و در بدترین حالت، این پیام را می‌رساند که شما [‏ درست ]‏ برای این کار نیستید."

 

بستن قرارداد

استنبرگ می‌گوید، خوب بودن در فروش به این معنی است که شما هم مشتری را درک می‌کنید و هم مسیر خرید آن‌ها را درک می‌کنید. بسیار نادر است که هر کسی بلافاصله پس از شنیدن صدای شما، صرف‌نظر از این که چقدر عالی است، گاز بگیرد. طرف مقابل شما "ممکن است نیاز به ارزیابی تاثیر مالی چنین خریدی داشته باشد"، رقبای خود را بررسی کند، و یا پیش از ترک شرکت، ارزیابی بالاتری داشته باشد. صرف‌نظر از اینکه فاز بعدی ممکن است چه باشد، شما باید " اجازه بگیرید که به جلو حرکت کنید." او توصیه می‌کند که چیزی شبیه به این بگویید، " آیا آماده هستید که گام بعدی را بردارید؟ چه کار دیگری می‌توانم بکنم که به شما کمک کنم این تصمیم را بگیرید؟ به روش‌هایی فکر کنید که می‌توانید در هم‌کاری با یکدیگر برای بهبود یک محصول، خدمات، یا ایده کار کنید. اگر پاسخ منفی است، یا نه، از این فرصت برای بررسی آرام استفاده کنید. آیا ایده جدید بیش از حد تهدید کننده است؟ خیلی سخت است؟ یا خیلی گران؟ ​

 

بلند مدت فکر کنید

فروشندگان قدیمی می‌دانند که این امکان وجود دارد که شما بیش از آنکه موفق شوید، شکست بخورید. برای فراخواندن این شجاعت، به خودتان یادآوری کنید که همیشه در مورد شما نیست. طرف مقابل شما باید منافع زیادی را مد نظر داشته باشد. همچنین، به یاد داشته باشید که فروش به ندرت "یک معامله یک به یک" است. اگر تبلیغ شما ناموفق است، "ظرف سه ماه به هدف خود برگردید و بپرسید،" چطور پیش می‌رود؟ آیا نیازهای شما برآورده می‌شوند؟ " در مورد تصویر بزرگ فکر کنید."

 

اصول به خاطر سپردن

​​​​​​​​انجام دادن:

·         تحقیقات شما. ببینید چه چیزی برای طرف مقابل شما مهم است و آن‌ها سعی دارند چه مشکلات کاری را حل کنند. ​

·         نقش - تبلیغ خود را با هم‌کار معتمد خود بازی کنید و از او بخواهید درباره راه‌های بهبود ارائه تان بازخورد بگیرد.

·         از او بپرسید پس از تبلیغ اولیه تان با گفتن چیزی مانند " آیا آماده اید که گام بعدی را بردارید؟ ​

انجام دهید:

·         تنش. حالات صورت خود را آرام کنید و زبان بدن خود را شل نگه دارید. ​

·         بیش از حد صحبت کنید و به خصوص لاف نزنید. بر روی این تمرکز کنید که چگونه می‌توانید به طرف مقابل خود کمک کنید. ​

·         اگر ناموفق هستی خودتان را کنترل کنید. به یک تصویر بزرگ فکر کنید. در تماس باشید و به دنبال فرصت‌هایی برای تلاش دوباره باشید. ​

 

مطالعه موردی # ۱: درک نیازهای مشتری خود را گسترش دهید و نگرانی همدلانه خود را نشان دهید. ​

دامیان وان، رئیس برنامه‌های بتراپ، یک شرکت مستقر در سان‌فرانسیسکو که کارمندان را به مربیگری در سطح اجرایی متصل می‌کند، معتقد است که خوب بودن در فروش به این معنی است که شما هم "عنصر سیاسی و هم عنصر شخصی" پشت هر تصمیم خرید را درک می‌کنید. ​

دامیان، یکی از بازیکنان سابق لیگ ملی فوتبال که کارآفرین شده‌است، می‌گوید: " شما باید بتوانید بین نیازهای کسب‌وکار مشتری و نیازهای شخصی او ارتباط برقرار کنید." " و شما باید نگرانی همدلانه خود را نشان دهید."

دامیان پیش از این در حرفه خود به عنوان مشاور مدیریت کار می‌کرد. او می‌خواست ارزیابی سازمانی و خدمات توسعه رهبری شرکت خود را به جورج بفروشد، یک مدیر عامل که کنترل یک شرکت فن‌آوری را در دست گرفته بود که برای تغییرات زیادی آماده شده‌بود. ​

دامیان قبل از اینکه گام خود را توسعه دهد، تحقیقات خود را انجام داد. او می‌گوید: " من نیاز داشتم که یک حس از محیط اقتصاد کلان گسترده‌تر که جورج در آن کار می‌کرد، به دست آورم."

او با همکاران جورج صحبت کرد تا درک عمیق‌تری از انگیزه‌های شخصی مدیرعامل بدست آورد. گفت و گوها روشن‌کننده بود. او می‌گوید: " جورج یک مدیرعامل باتجربه بود اما نه یک کهنه سرباز، و این اولین تحول او بود." او می‌خواست نتایج کسب‌وکار را ارائه دهد، اما همچنین به اهمیت نیاز داشت. او می‌خواست ثابت کند که به این مدار تعلق دارد."

علاوه بر این، جورج مشتاق بود که با کارمندانش ارتباط برقرار کند. دامیان می‌گوید: " بخش مردم واقعا برای او مهم بود."

او از این اطلاعات برای متناسب کردن تبلیغ خود با جورج استفاده کرد. این بسیار زیرکانه بود: او می‌گوید: " پیام رسانی این بود که موفقیتی که ما می‌خواستیم به دست آوریم، مستقیما به او باز می‌گردد."

دامیان همچنین نشان داد که چگونه خدمات مشاوره‌ای او به جورج " اجازه مشارکت و هم‌کاری با کارمندانش را می‌دهد. من به او نشان دادم که همه چه احساسی خواهند داشت."

در ابتدای تبلیغ، دامیان خلاصه‌ای از خدمات شرکت خود را ارائه کرد. بعد مکث کرد. نوبت جورج بود که صحبت کند. او می‌گوید: " من به دیدگاه و نیت جورج گوش دادم."

پس از پایان کار جورج، دامیان پرونده خود را ارائه کرد. او می‌گوید: " راه‌حل ما چیزی بود که مطمئنا احساس می‌کردم یک سرویس سفارشی است." " این همان چیزی بود که کسب‌وکار نیاز داشت و او می‌خواست."

جورج این قرارداد را امضا کرد و این قرارداد موفقیت‌آمیز حدود ۱۸ ماه به طول انجامید.

​​​​​​​​

مطالعه موردی # ۲: از اشتباهات درس بگیرید و مایل به هم‌کاری با مشتریان خود در یک راه‌حل باشید

دیوید نینان، رئیس سازمان بین‌المللی ترانس یونیون که یک آژانس گزارش اعتبار مصرف‌کننده است، اغلب در جلسات فروش در سطح سی سوئیت شرکت می‌کند. او می‌گوید: " من فروشنده نیستم، اما باید بهترین کاری را که انجام می‌دهیم و دلیل ارتباط آن را نشان دهم."

به زودی، او اشتباه کرد. او می‌گوید: " من گاهی اوقات با ایده‌های زیادی از جایی که ممکن است به ما کمک کند، وارد می‌شوم، و این فکر شنونده را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد." " من یاد گرفته‌ام که فروش به نظم و انضباط نیاز دارد و باید انتخاب کنم که وقتی مشکل مشتری را درک می‌کنم در مورد چه چیزی صحبت کنم."

او می‌گوید: "در زمان‌های دیگر،" من از اینکه "این سوال" را مطرح نکردیم و یا اینکه آن را به اندازه کافی جدی نساختیم، پشیمان شدم." اکنون او می‌داند که تیم به کسی در جلسه نیاز دارد که " از درخواست از مشتری برای تعهد به مرحله بعد نمی‌ترسد."

او می‌گوید که از بهترین فروشندگان ترانس یونیون، و از گفتگو با مشتریان چیزهای زیادی یاد گرفته‌است: "یک مشتری یک‌بار به من گفت،" یک فروشنده خوب شما را به جایی می‌برد که می‌خواهید بروید. او توضیح می‌دهد: "یک فروشنده بزرگ شما را به جایی می‌برد که باید بروید،" و این درست است. ​

چند سال پیش، دیوید در یک جلسه فروش با یک بانک بزرگ بود که می‌خواست فرآیند تایید خود را برای جویندگان اعتبار به کم‌تر از ۱۰ ثانیه کاهش دهد. ​

او به یاد می‌آورد: " ما درک می‌کردیم که این یک راه‌حل سریع نخواهد بود، زیرا ما یک راه‌حل خارج از محدوده نداشتیم." " ما باید چند جهش رو به جلو انجام می‌دادیم و با مشتری طوفان فکری می‌کردیم تا ببینیم چطور می‌توانیم یک مدل یا چارچوب برای حل مساله بسازیم."

دیوید از این نوع هم‌کاری لذت می‌برد. او می‌گوید: " من در ۳۰ کشور کار می‌کنم و دوست دارم تجربیات بازارهای دیگر را با گرفتن آنچه که می‌دانیم در بازار A کار می‌کند و بکارگیری آن در بازار B به اشتراک بگذارم." "این زمانی است که شما شروع به استفاده از کلمه ما می‌کنید، مانند" ما با هم مشکل را حل می‌کنیم."

دیوید و تیم او منابع داخلی را برای ایجاد راه حلی برای بانک آماده کردند و آن را با ترانس یونیون امضا کردند.


برچسب: مهارت‌های نرم، کسب‌وکار، مدیریت محصول،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۳:۱۱:۳۸ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

چگونه نوشته‌های کسب‌وکار خود را بهبود بخشید

شما احتمالا همیشه روی این شغل می‌نویسید: پیشنهاداتی به مشتریان، یادداشت‌های مدیران ارشد، یک جریان ثابت ایمیل به همکاران. اما چگونه می‌توانید اطمینان حاصل کنید که نوشته تان تا حد امکان روشن و موثر است؟ چگونه ارتباطات خود را برجسته می­کنید؟

کارشناسان می‌گویند مدیران بیش از حد کار کرده با زمان کم ممکن است فکر کنند که بهبود نوشتن آن‌ها کاری خسته‌کننده و یا حتی بیهوده است. اما دانستن این که چگونه یک جمله جالب و هوشمندانه را بیان کنید، برای برقراری ارتباط موثر، بردن کسب‌وکار و جدا کردن خودتان از دیگران ضروری است. کارا بلکبرن، یک مدرس ارشد ارتباطات مدیریتی در دانشکده مدیریت اسلون MIT، گفت: " همانطور که ماروین سویفت به یاد داشت، نوشتن واضح به معنای تفکر روشن است." برایان گارنر، نویسنده کتاب راهنمای HBR برای بهتر نوشتن کسب‌وکار می‌گوید: " شما می‌توانید تمام ایده‌های عالی را در دنیا داشته باشید و اگر نمی‌توانید با دیگران ارتباط برقرار کنید، هیچ‌کس آن‌ها را نخواهد شنید." خوشبختانه، همه ظرفیت بهبود را دارند. او می‌گوید: نوشتن موثر " هدیه‌ای نیست که با آن به دنیا آمده باشید." " این مهارتی است که پرورش می‌دهید." در اینجا نحوه نوشتن ساده، واضح و دقیق آورده شده‌است. ​

قبل از نوشتن فکر کنید قبل از این که قلم را روی کاغذ و یا دست خود را روی کیبورد قرار دهید، آنچه را که می‌خواهید بگویید در نظر بگیرید. گارنر می‌گوید: " اشتباهی که بسیاری از مردم مرتکب می‌شوند این است که خیلی زود شروع به نوشتن می‌کنند." " آن‌ها در حین نوشتن افکار خود را حل می‌کنند، که باعث می‌شود نوشتن آن‌ها کم‌تر ساختار یافته، پر پیچ‌وخم و تکراری شود." از خودتان بپرسید: مخاطبین من بعد از خواندن این ایمیل، پیشنهاد، یا گزارش چه چیزی را باید بدانند و یا فکر کنند؟ اگر پاسخ فورا روشن نشود، خیلی سریع حرکت می‌کنید. بلکبرن توصیه می‌کند: " به عقب برگردید و زمان بیشتری را صرف جمع‌آوری افکار خود کنید."

مستقیم صحبت کنید. بسیاری از افراد متوجه می‌شوند که سبک و ساختار نوشتاری که در مدرسه ایجاد کرده‌اند، در دنیای کسب‌وکار هم خوب عمل نمی‌کند. گارنر می‌گوید: " یکی از بیماری‌های بزرگ نوشتن کسب‌وکار، به تعویق انداختن پیام به بخش میانی نوشتن است." با ارائه مختصر ایده اصلی خود در ابتدا، شما زمان خواننده خود را ذخیره می‌کنید و بحث خود را قبل از پرداختن به بخش عمده‌ای از نوشته تان تیز می‌کنید. گارنر هنگام نوشتن یادداشت‌ها و پیشنهادها بیشتر، بیان موضوع و راه‌حل پیشنهادی را در "بیش از ۱۵۰ کلمه" در بالای صفحه اول پیشنهاد می‌کند. او می‌گوید: " یک راه‌حل برای خلاصه کردن پیدا کنید." " اگر بازکننده شما خوب نیست، پس کل نوشته شما خوب نخواهد بود." بلکبرن می‌گوید: " وقتی آدم این کار را انجام می‌دهد، از سه کلمه استفاده نکنید." نوشتن خود را از طریق چشم‌های انتقادی بخوانید و مطمئن شوید که هر کلمه به سمت نقطه بزرگ‌تر شما کار می‌کند. تمام کلمات و جملات غیر ضروری را حذف کنید. نیازی به گفتن "اجماع نظر کلی" نیست، برای مثال، زمانی که "اجماع" انجام خواهد شد. گارنر می‌گوید: " لحظه‌ای که خوانندگان احساس می‌کنند که یک قطعه از نوشته درست است، شروع به تنظیم آن می‌کنند." او حذف حروف اضافه را پیشنهاد می‌کند (‏نقطه‌نظر تبدیل به دیدگاه می‌شود)‏؛ جایگزینی کلمات یونی با افعال کنشی (‏مشروط بر اینکه از آن‌ها محافظت شود)‏؛ استفاده از انقباضات (‏به جای این که این کار را نکنید و ما به جای آن هستیم)‏؛ و مبادله عبارت است از این که دارای افعال قوی­تری بوده و بوده‌اند (‏به جای این که نشان دهند)‏. ​

از استفاده از اصطلاحات تخصصی و ۱۰ کلمه دلار خودداری کنید نوشتن کسب‌وکار پر از کلمات کلیدی و کلمات اختصاری خاص صنعت است. و در حالی که این واژه‌ها گاهی اوقات غیرقابل‌اجتناب هستند و گاهی اوقات می‌توانند به عنوان تندنویسی مفید باشند، اغلب نشان‌دهنده تفکر تنبل و یا به هم ریخته هستند. خیلی زیاد فکر کنید و خواننده شما تصور خواهد کرد که شما به طور خودکار یا بدتر از آن هستید، و درک نمی‌کند که چه می‌گویید. بلکبرن می‌گوید، "اصطلاحات حرفه‌ای هیچ ارزشی ایجاد نمی‌کنند"، اما " وضوح و ایجاز هرگز از سبک خود خارج نمی‌شود." گارنر پیشنهاد می‌کند که یک لیست سیاه کلمات را ایجاد کنید تا از آن‌ها اجتناب شود، از جمله عباراتی مانند "قابل اقدام"، "صلاحیت اصلی"، "تاثیرگذار" و "محرک". همچنین باید از استفاده از زبان خودبزرگ‌بینی اجتناب کنید. نویسندگان اغلب به اشتباه باور دارند که استفاده از یک کلمه بزرگ زمانی که یک کلمه ساده انجام خواهد شد نشانه هوش است. این طور نیست. ​

آنچه را که می‌نویسید بخوانید. خودتان را جای خواننده قرار دهید. آیا نظر شما روشن و ساختار بندی شده است؟ آیا جملات ساده و مختصر هستند؟ بلکبرن بیانگر خواندن قطعاتی بلند از کلمات است. او می‌گوید: " اینجاست که آن نقص‌ها خودشان را نشان می‌دهند: شکاف‌های موجود در استدلالات‌تان، جمله پر سر و صدا، بخشی که دو پاراگراف بیش از حد طولانی است." و از این که از یک هم‌کار و یا دوست و یا بهتر، از چند هم‌کار و دوست خود سوال کنید، نترسید. ​تا کارتان را ویرایش کنید. به بازخورد آن‌ها خوش آمدید؛ از این موضوع ناراحت نباش. گارنر می‌گوید: " ویرایش یک کار دوستانه است." " این عمل تجاوز نیست."

به گفته بلکبرن، "هر روز تمرین کنید" نوشتن یک مهارت است، و مهارت‌ها با تمرین بهبود می‌یابند." گارنر توصیه می‌کند که هر روز مطالب خوب نوشته شده را بخوانید، و به انتخاب کلمه، ساختار جمله، و جریان توجه کنید. او می‌گوید: " به سبک وال استریت ژورنال توجه کنید." در راهنمای سبک و دستور زبان برای ارجاع سرمایه‌گذاری کنید، گارنر استفاده مدرن از زبان انگلیسی فاولر را توصیه می‌کند. از همه مهم‌تر، زمانی را برای ویرایش و تجدید نظر در برنامه خود ایجاد کنید. بلکبرن می‌گوید: " نوشتن و دوباره‌کاری نوشته خودتان جایی است که تغییر در آن اتفاق می‌افتد، و سریع نیست." " زمان به خوبی سپری می‌شود زیرا نویسندگان خوب خود را در این شغل متمایز می‌کنند."

 

اصول به خاطر سپردن:

​​​​​​​​انجام دهید:

·         آنچه را که می‌خواهید بگویید برنامه‌ریزی کنید تا نوشته تان را مستقیم‌تر و موثرتر کنید.

·         کلمات را کم استفاده کنید و جملات را کوتاه و تا حد امکان کوتاه نگه دارید.

·         از استفاده از اصطلاحات تخصصی و کلمات "فانتزی" خودداری کنید. به جای آن سعی کنید وضوح بیشتری به دست آورید.

انجام ندهید:

·         به نظر می‌رسد که شما نمی‌توانید به سادگی بنویسید. هر کسی می‌تواند با تمرین به نویسنده بهتری تبدیل شود. ​

·         وانمود کنید که اولین پیش‌نویس تان کامل و یا حتی قابل عبور است. هر سندی می‌تواند بهبود یابد.

·         استدلال خود را پنهان کنید. ایده اصلی خود را در اسرع وقت ارائه دهید.

مطالعه موردی # ۱: از به اشتراک گذاشتن نترسید هنگامی که دیوید مک کامبی به عنوان مشاور مدیریت در شرکت تجاری مک کینزی شروع به کار کرد، او بلافاصله متوجه شد که سبک نوشتاری که در دانشکده حقوق هاروارد به کار گرفته بود، برای ارتباطات سطح اجرایی مناسب نیست. دیوید می‌گوید: " این ساختار استدلال‌های من بود." " من در حال دریافت بازخورد بودم که باید هرچه سریع‌تر به این نکته برسم."

او می‌گوید: " با نوشتن یک نوشته قانونی یا آکادمیک، شما به طور کلی شروع به ایجاد پرونده می‌کنید و نکته اصلی را در پایان قرار می‌دهید." " اما در ارتباطات تجاری، بهتر است که ابتدا با نتیجه‌گیری خود شروع کنید."

دیوید برای این که نوشته خود را مستقیم‌تر و موثرتر کند، از چندین هم‌کار ارشد برای تمام ارائه‌ها و گزارش‌های گذشته خود درخواست کرد تا بتواند عناصر کلیدی قالب و سبک آن‌ها را تقلید کند. او همچنین از همکاران معتمد که به طور خاص در برقراری ارتباط با ایمیل‌های مهم مهارت داشتند تقلید کرد و نظرات آن‌ها را جویا شد. ​

دیوید این اقدامات را به شرکت سهامی خصوصی خود که در میامی، گروه مک کومبی تاسیس کرده بود، منتقل کرده‌است. دیوید می‌گوید: " من هر چیزی که برای شریک زندگی ام مهم باشد می‌فرستم و او آن را می‌خواند." او اضافه می‌کند که می‌داند بهتر از این است که شخصا ویرایش‌ها را بگیرد. " ما در مورد این صحبت می‌کنیم که آیا راه بهتری برای انتقال یک ایده وجود دارد، چگونه می‌توانیم موجز باشیم."

بهبود نوشته او تاثیر مستقیمی بر توانایی دیوید برای تبدیل شدن به یک صدای تاثیر گذار در رشته خود داشته‌است. او در حال حاضر در حال نوشتن کتابی در مورد بازار مناسب شرکت خصوصی خود، راهنمای کارکنان اداره خانواده برای سرمایه‌گذاری مستقیم است.

​​​​​​​​دیوید می‌گوید: " حتی اگر نوشتن خوب کسب‌وکار را از همان ابتدا می‌دانستم، فکر می‌کنم بهبود مداوم نوشته تان و رساندن آن به سطح بعدی کاملا کلید موفقیت است." " هرچه بیشتر این کار را انجام دهید، آسان‌تر می‌شود."

مطالعه موردی # ۲: مطالعه نوشتار خوب تیم گلوا قبلا یک شغل موفق به عنوان مشاور بازاریابی استراتژیک ایجاد کرده بود زمانی که او تصمیم گرفت که بلند پروازی‌های خود را کمی بالاتر ببرد. تیم می‌گوید: " می‌خواستم به عنوان یک رهبر فکری درک شوم، و برای انجام این کار، نیاز داشتم که یک دیدگاه داشته باشم و نیاز داشتم که این دیدگاه را در ملا عام مطرح کنم."

او می‌دانست که تولید محصولات هوشمند، قابل هضم و مقالات تحقیقاتی کلید بهبود شهرت حرفه‌ای او است. در حال حاضر همکاران و همسالانش به خوبی از نوشتن او استقبال می‌کنند، اما بیشتر تجربه او ریشه در نوشتن دانشگاهی دارد. بنابراین او شروع کرد به خواندن نشریات تجاری، مانند کوارترلی مک کینزی، برای سبک. تیم می‌گوید: " من نحوه ارتباط آن‌ها را مطالعه کردم و تلاش کردم تا نوشته خودم را دقیق‌تر و موجز تر کنم."

او همچنین یک مراسم مشخص را در نوشته‌های خود گنجانده است. قبل از نوشتن گزارش‌ها و یادداشت‌ها، او اکنون با یک طرح کوتاه از سه هدف اصلی شروع می‌کند. او می‌گوید: " شما نمی‌توانید فقط تایپ کنید و انتظار داشته باشید که به جایی بروید." " مثل این است که به پیاده‌روی بروید و ندانید مقصد کجاست."

تیم، که اکنون یکی از بنیان گذاران یک شرکت تحلیل بازاریابی به نام بینش‌ها است، معتقد است که این تلاش‌ها او را به یک ارتباط‌دهنده موثرتر تبدیل کرده‌است، نه تنها نوشته‌های طولانی‌تر او، بلکه ایمیل‌ها و حتی پیام‌های صوتی او را بهبود بخشیده‌است. او می‌گوید: " این کار عملا تمام ارتباطات من را فیلتر می‌کند." و کار او پیدا کردن یک مخاطب است. چندین مقاله او بیش از ۱۰۰۰۰۰ بار دانلود شده‌اند، و یک شرکت فورچون ۵۰ اخیرا از یکی از مقالات او در یک برنامه آموزشی و توسعه داخلی استفاده کرده‌است. ​

تیم از پیشرفت خود خشنود است، اما می‌گوید که نمی‌خواهد از تلاش اضافی دست بردارد. او می‌گوید: " شما باید بر روی آن کار کنید." " هر زمان که یک مهارت جدید کسب می‌کنید، باید آن را مطالعه کنید."


برچسب: کسب‌وکار، مدیریت، تجزیه‌وتحلیل،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۳:۱۰:۱۲ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

چگونه در شش مرحله به یک رهبر فکری تبدیل شویم

به نظر می‌رسد که شما باید برند شخصی خود را پرورش دهید، به خصوص اگر طرح‌هایی در مجموعه C داشته باشید. اما چون امروزه همه نام تجاری دارند (‏تام پیترز آن را به عنوان "وعده شما به بازار و جهان" توصیف می‌کند) ‏داشتن یک برند کافی نیست اگر بخواهید پیشرفت کنید. شما نمی‌توانید فقط به عنوان "مردی که اسپانیایی صحبت می‌کند" یا "برنامه‌نویس که می‌تواند همه چیز را به خوبی توضیح دهد" یا "آن زن قانونی که کارها را به سرعت انجام می‌دهد" شناخته شوید. این خوب است اما یک میلیون از شما وجود دارد، و در یک دنیای جهانی شده، شرکت شما می‌تواند یک جایگزین برای شما سریع پیدا کند. به همین دلیل است که شما باید خودتان را به عنوان یک رهبر فکری تثبیت کنید. کارمندان خوب و مدیران اجرایی خوب خیلی خوب هستند. رهبران فکری غیرقابل جایگزینی و مسلم هستند. ​

بنابراین چطور می‌توانید شهرت خود را به عنوان یک متخصص منحصر به فرد ایجاد کنید کسی که فقط در مکالمه شرکت نمی‌کند، اما آن را تحریک می‌کند؟ در یک کلمه: قدرت نفوذ. مهم نیست که شما چقدر باهوش و با استعداد هستید، تا زمانی که مردم گسترده‌تر شما را بشناسند، شما در سازمان و یا توسط مشتریان خود به اندازه کافی مورد تقدیر قرار نخواهید گرفت. این تقویت خارجی به یک اتاق انعکاس تبدیل می‌شود که پول و احترام را به ارمغان می‌آورد. چگونه آن را بدست آوریم؟ این شش مرحله را دنبال کنید تا رهبری فکری خود را شروع کنید. در ابتدا همه راه‌ها به روی شما باز نخواهد بود، اما بیشتر آن‌ها به موقع انجام خواهند شد. ​

۱. یک حضور قوی آنلاین ایجاد کنید. همه نمی‌توانند بلافاصله به شهرت جهانی برسند (‏CNN احتمالا اگر هرگز در تلویزیون محلی حضور نداشته باشید، شما را به عنوان یک فرد اهل صحبت نخواهد دانست)‏. اما همه می‌توانند از اینجا با یک سربند آنلاین شروع کنند. بلاگ ها به ویژه به این دلیل خوب هستند که دانش شما را به نمایش می‌گذارند و موتورهای جستجو به جریان مکرر محتوای تازه جایزه می‌دهند. اغلب بلاگ­ها دوست ندارند و خوانده نمی‌شوند اما شما می‌توانید با کمی زمان و روغن آرنج متفاوت باشید. ​

محتوای خوب البته کلیدی است، اما به همین دلیل با دیگر وبلاگ نویسان دوست پیدا می‌کند تا یک دایره با فضیلت و شبکه‌ای ایجاد کند. برخی از بهترین توصیه‌ها از طرف کریس بروگان است، کسی که در غیر این صورت مشهور نبود و به مدت یک دهه وبلاگ نویسی کرده بود، خودش را در دنیای وبلاگ نویس بسیار مهم کرد، و آن را تبدیل به قراردادهای کتاب بایگتایم و بهترین فروشندگان کرد. ​

۲. سرمایه‌گذاری با کیفیت بالا. این مورد اغلب در مورد شانس بیشتر از هر چیز دیگری است (‏اگر من یک کارمند عالی‌رتبه برای باراک اوباما به جای هاوارد دین بودم، ممکن بود این پست را از کاخ سفید وبلاگ نویسی کنم)‏، اما اگر شما ارتباطات شناخته‌شده دارید، به آن‌ها اشاره کنید و از آن‌ها استفاده کنید. شجره‌نامه "آوی"؟ محدود کردن در McKinsey؟ نقل‌قول‌های موروثی از بزرگان صنعت؟ این امر توسط نماینده اعتبار دارد. ​

۳. سخنرانی عمومی داشته باشید. با توجه به وحشتی که صحبت کردن عمومی در اغلب افراد القا می‌کند، زمانی که شما صحنه را در نظر می‌گیرید، خیابان شما به طور خودکار به آسمان می‌رود. با روتاری و اتاق بازرگانی محلی شروع کنید و راه خود را به انجمن‌ها، کنفرانس‌ها و جلسات داخلی برای شرکت‌های بزرگ باز کنید (‏می‌توانید به معنای واقعی کلمه یک نامه به آن‌ها بنویسید، یک موضوع را پیشنهاد دهید و درخواست کنید که در نظر گرفته شود)‏. دایرکتوری انجمن حرفه‌ای و تجارت ملی را خریداری کنید تا بفهمید با چه کسی ارتباط برقرار کنید، و با ترویج بی وقفه مشارکت‌های خود (‏نشان دادن علاقه خود به دیگران)‏، و ثبت همه چیز به طوری که بتوانید مانند یک دیوانه در توییتر، یوتیوب، و فیس بوک رد شوید، سود را دو برابر کنید. هدف شما حضور در همه جا است. ​

۴. در تلویزیون ظاهر شوید. ایجاد روابط با تولید کنندگان تلویزیون را به یک نکته تبدیل کنید که اغلب می‌توانید آن‌ها را در توییتر دنبال کنید و یک مکالمه را شروع کنید. خروجی‌های اخبار قابل پخش به ویژه اهداف خوبی هستند زیرا زمان زیادی برای پر کردن دارند. یک کیت رسانه‌ای (‏با بیوگرافی خود، برخی از نوشته‌هایی که انجام داده‌اید، و موضوعاتی که می‌توانید در مورد آن‌ها نظر دهید) ‏ایجاد کرده و آن را ارسال کنید. و زمانی که اخبار را اعلام می‌کنید، از تولید کنندگان یک ایمیل بخواهید تا ظاهر شوند و لیستی از نکات اصلی که ایجاد خواهید کرد تهیه کنید. اگر به اندازه کافی برای رزرو کردن مهمان عجله داشته باشند، می‌توانید به جک پات ضربه بزنید. ​

۵. برنده برخی جوایز. این یک مرغ و تخم مرغ است: وقتی شما به اندازه کافی مشهور باشید، همه می‌خواهند به شما جایزه بدهند، چون نام شما برای رویداده‌ای آن‌ها یک "نقاشی" خواهد بود. اما چگونه می‌توانید جوایزی را به دست آورید که نیاز دارید رهبر فکری خود را زودتر به حرکت وادارید؟ چتزپا. از نامزد کردن خودتان و یا همکاران قوی و مسلح برای انجام این کار برای شما خجالت نکشید. جوایزی را که در حوزه کاری شما مهم هستند شناسایی کنید، بر مهلت زمانی نظارت کنید، و باعث شوید که این اتفاق بیفتد. اغلب، کاندیدهای کمتری نسبت به آنچه فکر می‌کنید وجود دارند، و شما می‌توانید با "پیش‌فرض" برنده شوید. حتی سرویسی وجود دارد که به شما اجازه می‌دهد تا برای دریافت جوایز مربوطه جستجو کنید. ​

۶. یک کتاب منتشر کنید. این سخت‌ترین قسمت این پازل است، به خصوص از زمانی که صنعت چاپ و نشر از زمان قتل‌عام "چهارشنبه سیاه" آن‌ها در سال ۲۰۰۸، زیر یک صخره پنهان و مخفی شده‌است. هیچ‌کس حاضر نیست بدون یک "سکوی" کافی بر روی نویسندگان شانس بیاورد، بنابراین کار شما این است که یکی از آن‌ها را از طریق روش‌های بالا ایجاد کنید. خبر خوب این است که وقتی شما وارد یک قرارداد شوید، دنیا صدف شما خواهد بود: هیچ مدرک قطعی تری از رهبری فکری به اندازه نوشتن یک کتاب خوب در مورد موضوع انتخابی شما وجود ندارد. کپی نمونه خود را مرتب کنید، مرتب و تکرار کنید. اکنون که شما یک نویسنده منتشر شده هستید، پنج گام قبلی به مراتب ساده‌تر شده‌اند. ​

شما از چه تکنیک‌های دیگری برای ایجاد شهرت به عنوان یک رهبر فکری استفاده می‌کنید؟ ​


برچسب: مهارت‌های نرم، کسب‌وکار، مدیریت،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۳:۰۸:۲۷ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

چگونه پاسخ دهید که چرا می‌خواهید اینجا کار کنید؟

گاهی اوقات سخت‌ترین سوالات مصاحبه شغلی ساده‌ترین و مستقیم‌ترین سوالات هستند. کسی که همیشه باید انتظار شنیدن آن را داشته باشید و قطعا برای آن آماده باشید:

«چرا می‌خواهید اینجا کار کنید؟»

​​​​​​​​مانند یک سوال مشابه و مشکل‌ساز در مورد خودتان به من بگویید " چرا می‌خواهید در اینجا کار کنید؟ به شما این سوال را می‌دهد که بدون هیچ گونه سرنخ‌ها، زمینه‌ها، و یا انگیزه‌ای از طرف مصاحبه‌کننده، بر روی یک پاسخ خاص تمرکز کنید. این یک فضای خالی است، اما به این معنی نیست که شما می‌توانید آن را با هر چیزی پر کنید. ​

چگونه به "چرا می‌خواهید اینجا کار کنید؟" پاسخ می­دهید؟

من با توجه به تجربه ۱۶ ساله خود به عنوان یک مربی ارتباطات و همچنین فردی که بارها در دو طرف میز مصاحبه نشسته، سه رویکرد اساسی را توصیه می‌کنم:

۱. اشتیاق شخصی خود را نسبت به محصول / خدمات / ماموریت کارفرما بیان کنید.

۲. توضیح دهید که چرا از مسئولیت‌های این نقش لذت خواهید برد.

۳. با توجه به مهارت‌ها و تجربیات خود، توضیح دهید که چگونه می‌توانید موفقیت خود را در این نقش ببینید.

شما می‌توانید از هر ترکیبی از این سه رویکرد استفاده کنید تا زمانی که پاسخ خود را مختصر نگه دارید. در اینجا به چگونگی مقابله موثر با هر رویکرد همراه با پاسخ‌های نمونه برای استفاده به عنوان یک راهنما می‌پردازیم. ​

 

۱. علاقه شخصی خود به محصول / خدمات / ماموریت کارفرما را بیان کنید. ​

کارفرمایان می‌خواهند بدانند که شما در مورد کاری که آن‌ها انجام می‌دهند، چه به شکل یک محصول، یک سرویس، یک ماموریت، یا یک برند مشتاق هستید. همچنین می‌توانید علاقه خود را به ارزش‌های اصلی شرکت، که اغلب در وب سایت آن‌ها یافت می‌شود، مرتبط کنید. نشان دادن شور و اشتیاق شما در مورد این موقعیت بسیار مهم است اگر برای نقشی در یک سازمان غیر انتفاعی درخواست می‌دهید که در آن ماموریت با ارزش‌های شخصی شما مطابقت دارد. ​

اما چطور می‌توانید این اشتیاق را منتقل کنید؟ مشاور مدیر عامل، سابینا نواز، نکات مفیدی در مورد بخش HBR خود با عنوان " چگونه به شما در مصاحبه نشان دهم." ارائه می‌کند. همانطور که او می‌نویسد، " وقتی در مورد چیزی شور و اشتیاق دارید، این مساله به جنبه‌های دیگر زندگی شما نیز سرایت می‌کند." این مثال‌ها را در زندگی خود شناسایی کنید و آن‌ها را در طول مصاحبه با دیگران به اشتراک بگذارید. سابینا توضیح می‌دهد که شور و شوق ابراز شده به معنای " نشان دادن رفتارهای تمام عیار و مشت و لگد زدن به میز نیست که شرکت‌ها تمایل دارند با شور و شوق برابر باشند." این در مورد انتقال "آنچه برای شما مهم است" است. ​

و به یاد داشته باشید که در مورد این که چرا احساساتی هستید، نه اینکه فقط احساساتی باشید، شفاف باشید. سایمون سینک همه ما را در مورد اهمیت سئو آموزش داده است و اهمیت سئو در یک مصاحبه شغلی کم تر از اهمیت آن در یک فراخوان فروش یا یادداشت مدیرعامل نیست.

 

پاسخ‌های نمونه

در اینجا نمونه‌هایی از پاسخ‌ها آورده شده‌اند که به طور موثر شور و شوق را به ماموریت مرتبط می‌کنند.

·         "در بیشتر دوران بزرگسالی ام، به شدت از X حمایت کرده ام زیرا معتقدم که Y..."

·         X برای من هم در زندگی حرفه ای و هم در زندگی شخصی من بسیار مهم است زیرا به شدت معتقدم که…

·         "من به X بسیار علاقه مند هستم و خوشحال می شوم برای سازمانی کار کنم که از همان ارزش های اصلی پیروی می کند ..."

 

۲. توضیح دهید که چرا از مسئولیت‌های این نقش لذت خواهید برد. ​

این یک راز نیست که ما سخت‌تر، بهتر و طولانی‌تر کار می‌کنیم وقتی که از کار لذت می‌بریم، و چه کارفرمایی نمی‌خواهد که این فداکاری از طرف کارکنان آن‌ها باشد؟ اما این مسئولیت شماست که ارتباط بین شغل و لذت را روشن کنید. این ارتباط می‌تواند به سادگی "X چیزی است که من از آن لذت می‌برم" باشد، اما بیان این که چگونه و چرا شما از آن لذت می‌برید، این نکته را حتی ارزشمندتر و به یاد ماندنی‌تر می‌کند. ​

 

پاسخ‌های نمونه

اینها مثال‌هایی از واکنش‌هایی هستند که شغل را به لذت ارتباط می‌دهند.​ ​​​​​​

·         " من همیشه از کمک کردن به دیگران برای یادگیری از کار مربی گری خود در مدرسه تا تجارب آموزشی که در آخرین شغلم داشتم لذت می‌برم، به همین دلیل است که من از کار در L&D احساس رضایت دارم."

·         " من همیشه عاشق نوشتن و ویرایش از روزهایم در روزنامه کالج تا محتوای وب که به عنوان یک انترن بر روی آن کار می‌کردم هستم، بنابراین از دیدن این که نوشتن بخش بزرگی از این کار است هیجان‌زده می‌شوم."

·         " تجزیه و تحلیل داده‌ها همیشه برای من چالش استفاده از اعداد برای گفتن یک داستان و انتقال یک ایده جالب بوده‌است و من مشتاقانه منتظر کار تصویرسازی داده‌ها در این تیم هستم."

 

۳. با توجه به مهارت‌ها و تجربیات خود توضیح دهید که چطور می‌توانید موفقیت خود را در این نقش ببینید.

در حالی که مصاحبه‌کننده شما را به خاطر اینکه چه کسی هستید و حالا چه کاری می‌توانید انجام دهید استخدام می‌کند، آن‌ها به آنچه که می‌توانید در آینده به دست آورید نیز علاقمند هستند. به هر حال، آن‌ها فقط شما را استخدام نمی‌کنند؛ اونا دارن روی تو سرمایه‌گذاری می‌کنن. ​

اعتماد به نفس خود را در مورد توانایی خود برای موفقیت و رشد در این نقش ابراز کنید. از عباراتی مانند "با توجه به تجربه‌ام در X، می‌توانم شاهد موفقیت خودم باشم …"، "من مشتاقانه منتظر استفاده از مهارت‌هایم هستم …" و " من فکر می‌کنم با … هم‌کاری خواهم کرد." استفاده کنید. کلید این است که توضیح دهید تجربه قبلی شما چگونه شما را برای ضربه زدن به زمین آماده کرده‌است. ​

 

پاسخ‌های نمونه

در اینجا نمونه‌هایی از پاسخ‌ها آورده شده‌اند که نگاهی به آنچه ممکن است باشد می‌اندازند.​ ​​​​​​

·         " من می‌توانم موفقیت خود را در این موقعیت مشاهده کنم، چون در گذشته کارهای مشابهی انجام داده‌ام و می‌دانم که درگیر کردن این مصرف کنندگان خاص به چه چیزی نیاز دارد."

·         " من متوجه‌شده‌ام که در یک محیط مشارکتی بهتر کار می‌کنم، بنابراین به دنبال کار با چندین دپارتمان برای همسو کردن و رسیدن به اهداف خود هستم."

·         "بعد از یادگیری بیشتر در مورد این شغل، مطمئن هستم که می‌توانم به شما کمک کنم تا راه‌هایی برای مدیریت موثرتر و بهتر پروژه‌ها پیدا کنید."

ترکیب سه رویکرد: پاسخ نمونه

این یک پاسخ نمونه با استفاده از یک موقعیت بازاریابی فرضی برای یک شرکت مراقبت بهداشتی است که در آن نوشتن، خلاقیت، و هم‌کاری اولویت‌های کلیدی هستند:

من می‌خواهم در اینجا کار کنم، چون با پزشکان خانواده‌ام، من مشتاق کمک به مردم برای پرداختن به چالش‌های سلامتی شان و گرفتن تصمیمات هوشمندانه در مورد بدن و زندگی شان هستم. من همچنین عاشق نوشتن کپی‌رایت و پرداختن به استراتژی سرمقاله به خصوص در رسانه‌های اجتماعی هستم و از طوفان فکری با همکارانم برای رسیدن به بهترین ایده‌های خلاقانه لذت می‌برم. وقتی درباره نیازهای این نقش و یکپارچگی ماموریت شرکت فکر می‌کنم، به طرز شگفت انگیزی احساس الهام می‌کنم و می‌بینم که به شیوه‌ای بزرگ در این کار مشارکت دارم. ​

 

نکته کلیدی: دقیق باشید

همانطور که پاسخ خود را گسترش می‌دهید، درک کنید که هر چه دقیق‌تر باشید، پاسخ شما با قدرت بیشتری طنین‌انداز خواهد شد. برعکس، هر چه ابهام بیشتری داشته باشید، واکنش عمومی‌تر به نظر خواهد رسید. ​

در مثال بالا، نویسنده به متخصصان مراقبت‌های بهداشتی در خانواده خود اشاره می‌کند، بر روی نوشتن و استراتژی تحریریه تمرکز می‌کند نه فقط نوشتن و ذکر طوفان فکری، یک شکل خاص‌تر از هم‌کاری. اینها همه مثال‌هایی از ویژگی هستند که باعث می‌شوند پاسخ شخصی‌تر و منحصر به فرد تر به نظر برسد.

 

چه چیزی نباید گفت

واضح است که شما نباید به سوال "چرا این کار را می‌خواهید" پاسخ دهید، اما باید تکرار شود. نگویید که این شغل را می‌خواهید چون:

·         شما حقوق را دوست دارید

·         شما مزایا یا مزایای آن را دوست دارید

·         شما عنوان را دوست دارید

·         شما می‌خواهید از راه دور یا در یک مکان خاص کار کنید

·         شما نمی‌توانید شغل دیگری را که واقعا می‌خواستید به دست آورید....

قبل از مصاحبه بعدی، پاسخ خود را به " چرا می‌خواهید در اینجا کار کنید؟ و به خاطر داشته باشید که بهترین پاسخ کم‌تر در مورد این است که چرا شما آن‌ها را می‌خواهید و بیشتر در مورد این است که چرا آن‌ها باید شما را می‌خواهند. اگر شور و اشتیاق، شور و شوق و خوش بینی را با ویژگی منتقل کنید، به طوری به لیست خواسته‌های مصاحبه‌کننده متصل خواهید شد که باعث می‌شود آن‌ها فکر کنند، " به همین دلیل است که ما می‌خواهیم شما اینجا کار کنید."


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۳:۰۶:۵۰ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

خرید بک لینک طبیعی - پسورد نود 32 -
سایت enfejar
سایت پیش بینی فوتبال
بت بال 90
انفجار آنلاین
جت بت
betorward
وان ایکس بت
baxbet
bettime90vip
سئو سایت -
سایت انفجار بازی پوپ سایت پیش بینی جت بت mines game
سایت شرط بندی
سایت شرط بندی دل بت سایت شرط بندی دل بت سایت شرط بندی دل بت
Bet Forward
سایت sibbet
هات بت سایت دنیا جهانبخت
شیر بت