تعیین اهداف شغلی زمانی که احساس شکست میکنید
در بسیاری از سازمانها، این فصل، فصل تعیین اهداف فردی و گروهی است. شما زمانی که به نظر میرسد موانع جدیدی در هر زمینهای ظاهر میشوند و مسیرها همیشه در حال تغییر هستند چه کاری انجام میدهید؟
ما بدون داشتن هدف مشخص، انتخابهای نادرستی انجام میدهیم و فرصتهای بسیاری را از دست میدهیم. اما مهم است بدانیم نمیتوانیم همیشه احساس کنیم تاثیرگذار و مفید هستیم، و بسیاری از روانشناسان معتقدند این احساس موثر بودن، قویترین منبع رضایت فرد از زندگی خود است.
برای تعیین اهدافی که منطقی به نظر میرسند و به خودمان و دیگران در چنین زمانهای خاص و اغلب ناامیدکنندهای انگیزه میدهند، ما باید آنها را با طرز فکر منجر به رشد و پیشرفت هماهنگ کنیم. و منظور از آن فقط «باور کنید که میتوانید پیشرفت کنید» یا هر یک از مولفههای سادهسازی بیش از حد معمول ذهنیت رشد، نیست.
طرز تفکر شما این است که فکر میکنید مفهوم یا هدف بزرگتری پشت فعالیتهایی است که هر روز انجام میدهید. طرز تفکر مبنی بر رشد این است که باور داشته باشید تصمیمگیری برای رسیدن به پیشرفت، نقطه آغازین کاری است که میخواهید انجام دهید. همانطور که قبلاً گفتم، این به معنای "بهتر شدن" است نه فقط "خوب بودن". و در مورد استراتژیها و موارد ویژه مرتبط با رشد و پیشرفت است تا به شما کمک کند بر پتانسیل رشد در هر کاری که انجام میدهید تمرکز کنید.
در اینجا دو استراتژی برای کمک به شما به منظور رسیدن به هدفتان ارائه شدهاست که میتوانید از آنها برای خود و یا تیم خود استفاده کنید. این نکته نیز مهم است که از سخنان محرک ذهنیت رشد، برای تعیین اهداف خود استفاده کنید.
هنگامی که محققان میخواهند تأثیرات یک طرز فکر مبنی بر رشد را مطالعه کنند، یکی از راههایی که ما میتوانیم اتخاذ کنیم این است که هدف یا وظیفهای را که کسی در شرف انجام آن است با استفاده از بیان خاصی که ایده بهتر شدن را به جای خوب بودن برمیانگیزد، توصیف کنیم: بهبود، توسعه، بررسی تاثیرات طی زمان، پیشرفت، تبدیل و البته رشد.
این کلمات به عنوان "مبنای" صریح و ضمنی برای تفکر شما عمل میکنند. به عبارت دیگر، آنها مفهوم هدف را به توسعه دادن تغییر میدهند، و طرز تفکر شما را همراه با آن نیز تغییر میدهند. برای استفاده از آنها، با نوشتن هدف خود به شکلی که به طور معمول در مورد آن فکر میکنید، شروع کنید. برای مثال، هدف شما ممکن است این باشد که "یک ارتباطدهنده موثر باشید" یا " فروش را تا ۵ % افزایش دهید."
سپس با استفاده از یک یا چند محرک ذهنیت رشد دوباره آن را بازنویسی کنید. "ارتباطدهنده موثر باشید" اکنون به معنای "تبدیل شدن به یک ارتباطدهنده موثر" است و "افزایش فروش به میزان 5٪" به معنای "توسعه شبکه راهحلهای ما برای بهبود میزان فروش خود به مقدار 5٪ است."
این روش چارچوببندی اهداف شما، به این معنی نیست که آمار را پایین بیاورید یا با عملکرد ضعیف مشکلی نداشته باشید. در واقع، تحقیقات نشان میدهد افرادی که با طرز تفکر رشد به اهداف خود نزدیک میشوند، اهداف قابل انعطاف چالشبرانگیزتر را برای خود تعیین میکنند.
عوامل پیشرفت و نقاط محوری را ایجاد کنید
در چنین زمان نامعینی، مهم است که به صراحت پیشرفت و نقاط محوری را در یک نمودار زمانی درست در ابتدا ایجاد کنید، بنابراین میتوانید هم بر میزان پیشرفت خود و هم بر نیاز به تغییر در زمینه اطلاعات جدید در طول مسیر نظارت کنید.
پیگیری نکردن اهدافتان، یا فکر نکردن به آنها تا زمانی که انتظار دارید به آنها برسید، بسیار آسان است. اما پیگیری است که پیشرفت را ممکن میسازد. با استفاده از این دو استراتژی برای آماده شدن و مشارکت در گفتگوهای تعیین هدف خود، به عنوان یک رهبر یا عضو تیم، با یک ذهنیت مبنی بر رشد شروع میکنید. سپس میتوانید با پیگیری اهداف خود از طریق آزمون مولفههایی مانند عدم قطعیت، شکست، و چالشهای مختلف، یعنی چیزی که همه ما اکنون بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم، آن را حفظ کنید.
برچسب: مهارتهای نرم، کسبوکار، مدیریت،