مقالات روز كسب و كار مقالات روز كسب و كار .

مقالات روز كسب و كار

چگونه افراد را مديريت كنيم: توسعه رفتارهاي مديريتي

مديريت افراد چالش برانگيز است. افراد و تيم‌ها تا حد زيادي با هم تفاوت دارند، و آنچه براي يك تيم كاركرد دارد، ممكن است براي تيم ديگر جواب ندهد. به همين دليل است كه درك اصول مديريت و توسعه رفتارهاي درست ضروري است. ​

مديريت چيست؟

​ ابتدا با تعريفي از مديريت شروع مي­كنيم. با تعريف اين اصطلاح، ما مي‌توانيم بهتر بفهميم كه چه چيزي براي يك مدير خوب مورد نياز است. ​مديريت اساسا عمل نظارت و هماهنگي افراد و منابع براي رسيدن به يك هدف است. مديريت ادغامي از علم و هنر است، و بر حوزه‌هايي مانند رهبري، انگيزش، برنامه‌ريزي، و تصميم‌گيري تمركز مي‌كند. ​

مدير بودن درباره استفاده از منابع موجود براي كار كردن به سمت يك هدف مشترك است. و همانطور كه ما در مسير تخصص خود پيش مي­رويم، شيوه‌هاي مديريتي و رهبري مختلفي وجود دارند كه مي‌توانيم براي رسيدن به اين اهداف از آن‌ها استفاده كنيم. ​تمام تعاريف مديريت حول موضوعات سازمان و استفاده موثر از منابع متمركز هستند. ​

ويژگي‌­هاي يك مدير موفق چيست؟

​رهبري قوي: مهارت‌هاي رهبري در مديريت ضروري هستند. يك مدير موفق اختيار و مسئوليت را برعهده مي‌گيرد، و همچنين اطمينان حاصل مي‌كند كه افراد حاضر در تيم احساس احترام و مشاركت مي‌كنند.

برانگيزاننده: تشويق و الهام بخشيدن به ديگران براي نشان دادن بيشترين توانايي‌هاي خود يك كيفيت كليدي ديگر در مديريت است. مديران خوب به افراد و تيم­ها در رسيدن به اهداف كمك خواهند كرد.

قابل اعتماد: ساير اعضاي تيم بايد به مدير خود اعتماد كنند، نه تنها براي منافع شخصي، بلكه بايد از آن‌ها در يك سازمان محافظت كرده و به پيشرفت آنها كمك كرد. به طور مشابه، يك مدير بايد به كارمندانش نشان دهد كه به آنها اعتماد دارد.

 ارتباط­گر خوب: ارتباط موثر و مهارت‌هاي گوش دادن در مديريت ضروري هستند. درك اين كه افراد مختلف به روش‌هاي مختلف ارتباط برقرار مي‌كنند نيز مهم است چون سبك‌هاي سازگاري براي اهداف و مخاطبان مختلف است.

 متعهد: تعهد به تيم و سازمان نشان‌دهنده تعهد يك مدير است. تعهد باعث انگيزه دادن به افراد و نشان دادن رهبري خوب به افراد تيم كمك كند.

هوش هيجاني: ويژگي‌هايي مانند همدلي و خودآگاهي براي همه مديران مفيد هستند. اين ويژگي به آن‌ها اجازه مي‌دهد تا ديدگاه‌هاي مختلف را درك كنند و نيازهاي افراد ديگر را در ذهن داشته باشند.

دانش: در نهايت، مديران بايد براي ديگران تصميم بگيرند (‏يا به آن‌ها آزادي دهند تا انتخاب‌هاي خود را انجام دهند)‏. اين ويژگي اغلب به اين معني است كه آن‌ها بايد سازمان و وظايف و نقش­هاي مديريتي را آموخته باشند.

 

 رفتارهاي مديريتي چيست؟

​رفتارهاي مديريتي، اعمال و ويژگي‌هايي هستند كه يك مدير را موفق مي‌سازند. اين رفتارها، زماني كه به طور مداوم نشان داده شوند، مي‌توانند به مديران كمك كنند تا از كارمندان خود بهترين­ها را بسازند. وقتي صحبت از مديريت موثر افراد مي‌شود، اقدامات و استراتژي‌هاي درست مي‌توانند براي همه افراد بسيار مفيد باشند.

اولين قدم شناسايي رفتارهايي در كارمندان است كه باعث مي­شود انها بهترين عملكرد را داشته باشند. شما مي‌توانيد با فكر كردن به مديران موفق قبلي خود، به اين موضوع پي ببريد. آنها چه اقداماتي را انجام دادند و چه كارهايي نكردند؟ آن‌ها چگونه تمجيد، بازخورد، و انتقاد سازنده ارائه مي­دادند ؟ ​سپس به همكاراني كه با آن‌ها كار كرده‌ايد فكر كنيد. آن‌ها چگونه به مديران خوب و بد خود پاسخ داده‌اند؟ اين امر مي‌تواند به شما ديدي نسبت به برخي از موضوعات رايج در مديريت موفق بدهد. ​

البته، مهم است كه بدانيم افراد مختلف به سبك‌هاي مختلف مديريت واكنش نشان خواهند داد. به طور مشابه، توجه به مفاهيم يك مدير "خوب" يا "موفق" مي‌تواند ذهني باشد. كسي كه دوست‌داشتني است اما نتايج موفقيت­آميزي را به دست نمي‌آورد، لزوما مدير خوبي نيست و برعكس. ​

۵ راه موثر براي مديريت افراد

​ در زير، ما پنج روش موثر براي مديريت افراد را نشان داده‌ايم. ​ اين ليست جامع نيست و ممكن است در همه موقعيت‌ها قابل‌اجرا نباشد، ولي نقطه شروع خوبي براي كساني است كه به دنبال افزايش آگاهي خود از سبك‌هاي مديريت هستند. به ياد داشته باشيد، ممكن است افراد هميشه به يك روش پاسخ ندهند، و يك مدير خوب بايد به اندازه كافي انعطاف پذير باشد تا رويكرد خود را تطبيق دهد. ​

الگو بودن

​يك مدير خوب خود را با ساير اعضاي تيم برابر مي‌داند. با نشان دادن رفتارهايي مانند اخلاق كاري قوي، مهارت‌هاي سازماني خوب، صداقت و باز بودن، مي‌توانيد رفتارهاي مشابهي را در كساني كه به شما گزارش مي‌دهند، القا كنيد. ​برعكس، شما بايد از گفتن يك چيز و انجام كار ديگري و يا بدقولي اجتناب كنيد. مديران قوي مسئوليت را به عهده مي‌گيرند و ارزش‌هاي شركت را دنبال مي‌كنند. ​

گوش دادن به تيم خود

​رهبري به اين معني نيست كه به سادگي دستور دهيد و انتظار داشته باشد توجه ديگران را به خود جلب كنند. مديريت افراد به معناي گوش دادن به ايده­ها، نگراني­ها احساسات كلي آنها است. مردم دوست دارند احساس كنند كه شنيده شده‌اند و نظرات آن‌ها مهم است. علاوه بر اين، بخشي از حضور در يك تيم همكاري با ديگران براي رسيدن به يك هدف مشترك است. مديري كه بتواند اين هم‌كاري را هدايت كند و اطمينان حاصل كند كه همه احساس مي‌كنند حضوري موثر دارند، يك دارايي ارزشمند است. ​

مشاركت دادن تيم در تصميم­‌گيري‌­ها

تصميم‌گيري يك ويژگي مهم در نقش مديريت است. با اين حال،  به تنهايي تصميم گيري براي تيم، بهترين رويكرد نيست. در عوض زماني كه فرصتي پيش مي­آيد كه بتوانيد از ايده و نظرات افراد تيم استفاده كنيد، حتما آنها را در تصميم­گيري مشاركت دهيد. اين مشاركت نه تنها به تيم شما كمك مي‌كند تا احساس مشاركت و ارزشمندي كند، بلكه به شما بينش‌هاي ارزشمندي درباره احساس آن‌ها در مورد تصميم‌هاي آينده مي‌دهد. اين بدان معني است كه مي توانيد تصميم آگاهانه تري بگيريد و اطمينان حاصل كنيد كه ارتباط دو طرفه برقرار است.

تفويض اختيار

​مديريت اغلب درباره شناخت نقاط قوت و ضعف تيم شما و برنامه‌ريزي براساس آن است. براي شما غيرممكن است كه هر كاري را خودتان انجام دهيد و تلاش براي انجام اين كار به اين معني است كه از توانايي­هاي كارمندان كار بلد و ماهر خود بهره­اي نمي­بريد. محول كردن قدرت به معناي استفاده از نقاط قوت افراد تيم براي ارائه بهترين نتايج ممكن است. ​درك اينكه چه چيزي را مي­توان محول كر د يا نه، چه كسي در حوزه‌هاي خاص برتري خواهد داشت، و چگونه مي‌توانيد كار را محول و درخواست بازخورد كنيد، همه مهارت‌هاي حياتي براي يك مدير هستند.

صداقت

​در نهايت، براي تقويت روابط كاري قوي و مطمئن، صداقت و صميميت دو ويژگي ضروري هستند. صادق بودن زماني كه همه چيز خوب پيش مي‌رود و زماني كه اينطور نيست مهم است؛ به دست آوردن اعتماد دشوار و از دست دادن آن آسان است. ​با احترام گذاشتن به ديگران، پيروي از قول‌ها و فهميدن اشتباهات خود، مي‌توانيد صداقت خود را نشان دهيد. به طور مثبت درباره همكاران خود صحبت كنيد، به شيوه‌اي سنجيده و معني‌دار بازخورد بدهيد و مسئوليت تيم و اقدامات خود را برعهده بگيريد. ​

نكاتي براي مديريت افراد سخت

​مديريت افراد سخت دشوار است، در ادامه چند استراتژي براي مديريت اين افراد توصيه مي­كنيم.

از همدلي استفاده كنيد. هوش هيجاني در اينجا يك ابزار ارزشمند است. شما مي‌توانيد از آن براي در نظر گرفتن اين كه طرف مقابل چه احساسي دارد استفاده كنيد - چرا آن‌ها "سخت" هستند؟ آيا آنها فقط زمان سختي را دارند سپري مي­كنند؟ سعي كنيد بفهميد كه چرا رفتار آن‌ها چالش برانگيز است و از خودتان بپرسيد كه اگر در موقعيت آن‌ها بوديد چگونه واكنش نشان مي‌داديد.

يك حوزه مشترك پيدا كنيد. پيدا كردن علاقه مشترك يا باور مشترك روش خوبي براي برقراري ارتباط با كسي است. اين امر مي‌تواند نشان دهد كه شما در يك طول‌موج مشابه با طرف مقابل هستيد، كه به اين معني است كه شما مي‌توانيد احساسات و اعمال او را بهتر درك كنيد.

 آرامش خود را حفظ كنيد. واكنش به تخلفات ايجاد شده، مي‌تواند رابطه كاري دشوار را بيشتر خراب كند. اگر چه كارمندتان ممكن است فردي سخت باشد، اما مهم است كه به طور مناسب و با آرامش واكنش نشان دهيد. به ياد داشته باشيد، اين به اين معني نيست كه شما بايد به طور منفعلانه گستاخي، نافرماني، يا ديگر رفتارهاي چالش برانگيز را در نظر بگيريد.

 تعاملتان را حرفه‌اي نگه داريد. لازم نيست با كارمندانتان دوست باشيد. در نهايت، همه آنجا هستيد تا كاري انجام دهيد. تا وقتي كه شما رفتاري حرفه‌اي و مودب داشته باشيد، كسي از شما انتظار بي موردي نخواهد داشت.

صادق باشيد. مشكلات مي‌توانند زماني ايجاد شوند كه عناصري مانند عدم ارتباط يا فرضيات غلط وارد عمل شوند. با گفتن زاويه ديدتان از مشكل به همكاري كه با او دچار اختلاف شديد، گامي براي رفع مشكل برداريد.

با تعارض مقابله كنيد. تعارض يك فرآيند طبيعي است كه مي‌تواند در تمام روابط اتفاق بيفتد. از چنين مواقعي دوري نكنيد، اما در عوض به شيوه‌اي آرام و تحليلي با آن‌ها مقابله كنيد.


برچسب: مهارت‌هاي نرم، كسب‌وكار، مديريت،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۴:۰۰:۱۷ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

۷ روش ساده تكنولوژي مي‌تواند به شما كمك كند بهترين برنامه صبحگاهي خود را داشته باشيد

تو چرت ميزني، تو باختي. بيشتر از يك جمله است. همانطور كه معلوم شد، زدن دكمه چرت زدن بر روي ساعت اعلام خطر مي‌تواند چرخه خواب شما را كوتاه كند و حتي بعد از اين كه از تخت بيرون مي‌غلتيد هم احساس كسالت كنيد. با اين حال تكان دادن آن مي‌تواند يك عادت دشوار باشد. خوشبختانه، با استفاده از يك برنامه صبحگاهي كه به خوبي برنامه‌ريزي شده‌است تا توجه خود را به جاي ديگري جلب كنيد، مي‌توانيد بر وسوسه زدن دكمه چرت زدن هر روز صبح غلبه كنيد. در نتيجه يك مجموعه كامل از برنامه‌ها، وب سايت‌ها، و دستگاه‌ها وجود دارد كه به شما كمك مي‌كند اين هدف را دنبال كنيد. ​

اگر هر روز تلاش مي­كنيد از رختخواب بيرون بياييد، تنها نيستيد. براساس مقاله‌اي كه در نشريه پزشكي خواب منتشر شده‌است، در حقيقت، دوره گيجي شديد و حتي بي‌هودگي كه هنگام بيداري تجربه مي‌كنيد، به عنوان سكون خواب شناخته مي‌شود. مانند ديگر انواع اينرسي، شما مي‌خواهيد در حالت استراحت باقي بمانيد. نحوه حركت در صبح را با چند نكته فني ياد بگيريد. ​

 

۱. ساعت هشدار هوشمند را چك كنيد

​​​​​​​​اگر حالتان خوب است و استراحت كنيد، احتمالا ساعت يك ساعت بيدار مي‌شويد تا شما را راهنمايي كند. اگر به كمي كمك براي بيدار شدن درست نياز داريد، ساعت زنگداري بخريد كه به عادات چرت زدن شما لطف نكند. در واقع، بهترين ساعت‌هاي هشدار هوشمند از ويژگي‌هايي مانند صداي طبيعي، نوري كه اداي طلوع خورشيد را در مي‌آورد، و حتي سازگاري الكسا براي كمك به بيدار شدن شما به شيوه‌اي ملايم استفاده مي‌كنند. اگر با صداي بلند اعلام خطر كنيد، اين كار را نكنيد، سپس اين ساعت‌ها با حجم قابل تنظيم براي موسيقي و يا صداهايي كه انتخاب مي‌كنيد، گزينه‌هاي بهتري هستند. ​

 

۲. از نرم افزارها براي بيدار كردن استفاده كنيد

​​​​​​​​بسياري از برنامه‌هاي كاربردي ساعت اعلام خطر براي اين طراحي شده‌اند كه شما را بيدار كنند و به موقع حركت كنند. با درخواست از شما براي استفاده از مغز و يا كمي حركت كردن، اين هشدارها مي‌توانند به شما كمك كنند تا عادت به چرت زدن را بشكنيد. ​

 

 

هشدار

​​​​​​​​شايد محبوب‌ترين برنامه كاربردي ساعت اعلام خطر و برنامه كاربردي آن با نام "آلارم" (‏Alarme) بتواند شما را با ماموريت‌هاي رياضي يا تايپ، تمرينات و يك چك بيدار كند تا مطمئن شويد كه كاملا بيدار هستيد. ​

به عنوان مثال، ماموريت اسكوات به شما اين امكان را مي‌دهد كه روز خود را با تمرينات خاصي آغاز كنيد، در حالي كه گزينه تايپ اين امكان را به شما مي‌دهد كه يك عبارت الهام‌بخش و يا دشوار را تايپ كنيد. با فاصله گرفتن از معادلات ساده تا ضرب سه‌رقمي پيچيده، مشكلات رياضي نيز مغز شما را به دنده تبديل خواهند كرد. ​

با بيش از ۱۶۰۰۰۰ بررسي و ميانگين ۴.۸ از ۵ در iOS و همچنين بيش از ۱۰ ميليون دانلود در گوگل پلي، اين يكي از محبوب‌ترين برنامه‌هاي كاربردي ساعت هشدار در دسترس است. ​

 

هشدار ساعت مچي​​​​​​​​

مهارت‌هاي حل مساله خود را براي اولين بار در صبح به كار ببريد تا برنامه كاربردي ساعت هشدار دهنده را خاموش كنيد. زماني كه متوجه سه مشكل مورد نياز براي ساكت كردن زنگ هشدار شديد، احتمالا احساس هشدار خواهيد كرد. اين برنامه همچنين به شما اجازه مي‌دهد تا يك برنامه روزانه صبحگاهي تنظيم كنيد، و همچنين ظاهر عامل ساعت را شخصي كنيد. استفاده از آن رايگان است و ارتقا تبليغات از بين خواهد رفت. ​

 

۳. از موسيقي براي حركت كردن استفاده كنيد

​​​​​​​​چيزي شبيه به يك ليست پخش از آهنگ‌هاي شاد مورد علاقه شما نيست تا بدن شما حركت كند. از آن به عنوان بخشي از برنامه روزانه صبح خود استفاده كنيد. يك ليست پخش "صبح" در اسپوتستينگ يا SandCloud ايجاد كنيد، يا يك زنگ خطر موسيقي در Google Home يا Google Nest ايجاد كنيد. ليستي از برنامه‌هاي طنز محور، انتخاب مسيرهاي پر انرژي و پر انرژي براي روزه‌اي هفته و چيزي خوب و رويايي براي آخر هفته تهيه كنيد. ​

 

 

 

 

۴. به سراغ اخبار برويد

​​​​​​​​گوش دادن به اتفاقاتي كه در نقاط مختلف دنيا مي‌افتد شما را از روز پيش رو آگاه خواهد كرد. از برنامه‌اي مانند NewsON براي پخش اخبار محلي خود به صورت رايگان و يا به صورت رايگان استفاده كنيد. يا وب سايت‌هاي خبري خوب را بررسي كنيد تا روز خود را با يك نكته مثبت آغاز كنيد. ​

 

۵. سعي كنيد خود را بيدار كنيد

​​​​​​​​ضربان قلب خود را افزايش دهيد و خود را در بيداري به كار ببريد. برخي از بهترين برنامه‌هاي ورزش مبتدي را امتحان كنيد، مانند ۷ دقيقه ورزش، تا عادت به حركت در اطراف هر روز صبح داشته باشيد. حتي چند دقيقه هم زدن مي‌تواند به طور قابل‌توجهي به تميز كردن سر شما كمك كند. ​

زماني كه به طور مداوم به ورزش كردن عادت مي‌كنيد، مي‌توانيد انواع ديگر ورزش مانند ايروبيك، يوگا، دويدن، شنا، دوچرخه‌سواري و يا پياده‌روي را امتحان كنيد. اگر اين­ها براي شما نيستند، فقط لباس­هاي خود را بپوشيد، موسيقي خوبي پخش كنيد و قلب خود را به رقص درآوريد. مهم اين است كه عرق كنيد و متابوليسم خود را تقويت كنيد. ​

 

۶. يك فشار رواني پيدا كنيد

​​​​​​​​ دريافت دوز مناسب الهام در صبح راه فوق العاده­اي براي شروع روز با يادداشت مناسب است. اين كار به مغز شما كمك مي‌كند كه به سرعت به حالت عادي برگردد. ​

يك دستورالعمل IFTTT تنظيم كنيد تا براساس كلمات كليدي خاص يا از طريق منابع خاص، به مطالب ارسالي شما الهام ببخشد. ​

اگر يك آهنگ و يا يك نقل‌قول پيدا كرديد كه مي‌دانيد شما را از روي مبل بلند مي‌كند و مشتاق رفتن است، از آن به عنوان يك محرك براي شروع صبح خود با يك يادداشت مثبت استفاده كنيد. آن نقل قول را به كاغذديواري گوشي يا آن آهنگ را به زنگ گوشي خود تبديل كنيد.

تعداد انگشت شماري از پادكست­هايي را انتخاب كنيد كه داستان‌هايي از افرادي كه آن را ساخته‌اند را به اشتراك مي‌گذارند، و به يك يا دو قسمت از داستان گوش دهيد. با پروژه زندگي خوب شروع كنيد. ​

يك برنامه كاربردي را بررسي كنيد كه مقالات اطلاع‌رساني در مورد بهبود خود دارد و يك مقاله را به صورت تصادفي بخوانيد. ممكن است به اين شكل ديدگاه‌هاي الهام بخشي پيدا كنيد. سپس، سعي كنيد بهترين برنامه‌هاي اندرويد بهبود خود را امتحان كنيد، مانند اينكه من را بهتر كنيد. ​

 

۷. شريك پاسخگويي

​​​​​​​​اگر به نظر شما كار كردن بر روي برنامه روزانه صبح به تنهايي كار سختي است، با يك شريك پاسخگويي همراه شويد. شما مي‌توانيد يك شريك پاسخگويي مجازي پيدا كنيد تا مطمئن شويد كه سر وقت بيدار مي‌شويد و برنامه روزانه مورد نظر خود را دنبال مي‌كنيد. هر روز يكديگر را هل دهيد تا ورزش كنند و ببينيد چه كسي در طول زمان بيش‌ترين شيار را حفظ مي‌كند. ايده‌ها را از يكديگر دور كنيد. چيزهاي جالب را رد و بدل كنيد. آيا مي­دانستيد كه به كليد كوچكي كه در انتهاي بند كفش شما قرار دارد، آگلت مي­گويند؟

 

گام اول را برداريد تا اخلاقيات خود را بهتر كنيد

​​​​​​​اگر هنوز يك مراسم صبحگاهي را نپذيريد، آن مي‌تواند روز شما را براي بهتر شدن سازمان دهي كند. با كمك چند برنامه و فن‌آوري ديگر، شما ممكن است حتي شروع به تبديل شدن به يك فرد صبح كنيد (‏يا حداقل كسي كه مي‌تواند در اولين زنگ خطر از خواب بيدار شود)‏. اگر شما هنوز هم بر روي عادات خود كار مي‌كنيد، برنامه‌هاي زيادي براي شروع يك روتين شاد و مفيد در صبح وجود دارد. با كمي فكر و خلاقيت، مي‌توانيد شروع كاملي به روز و روش خود ايجاد كنيد. ​


برچسب: مهارت‌هاي نرم، كسب‌وكار، مديريت،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۰ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۳:۲۰:۲۰ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

براي جلوگيري از به تعويق انداختن كارها، به افراد بازه زماني مشخص براي انجام كارها بدهيد

HBR: من مي‌توانم ببينم كه چرا افراد تحت يك مهلت محدود بهتر از افراد با بازه زماني يك ماه عمل مي‌كنند. اما چرا نبود فشار بهترين نتيجه را خواهد داشت؟ ​

يك مهلت، اهميت و ضرورت يك كار را نشان مي‌دهد، بنابراين جاي تعجب نيست كه مردم اغلب مهلت طولاني را به عنوان اجازه تاخير تفسير مي‌كنند. شما ممكن است فرض كنيد كه عدم وجود مهلت به همان شكل ديده خواهد شد. اما در واقع مردم تمايل دارند كه آن را به شيوه‌اي برعكس تفسير كنند، به اين معني كه " اين كار را هر چه زودتر انجام دهيد!"

به نظر مي‌رسد برخي افراد نبود مهلت را به اين شكل تفسير مي‌كنند. از لحاظ فني، تجربه ما هنوز در حال اجرا است، با توجه به اينكه ما تاريخ پاياني را براي مردم عادي تعيين نكرده ايم. گاهي اوقات ما بررسي مي‌كنيم تا ببينيم آيا هيچ نظرسنجي ديگري انجام شده‌است يا خير. و ما چند پاسخ واقعا دير هنگام از شركت كنندگان در آن گروه دريافت كرده‌ايم. يك نفر در روز ۵۲ فرم نظرسنجي را برگرداند. يكي ديگر آن را 145 روز بعد تحويل داد! اينها افرادي هستند كه به وضوح كارها را به تعويق مي‌اندازند و چون به آن‌ها مهلت داده نشده است، مي‌توانند تا هراندازه بخواهند به تعويق انداختن ادامه دهند. ​

آيا ويژگي‌هاي شخصي بر سرعت يا احتمال واكنش تاثير مي‌گذارند؟

​​​​​​​​از آنجا كه ما شركت‌كنندگان را به طور تصادفي از فهرست انتخاباتي نيوزيلند انتخاب كرديم، تنها اطلاعاتي در مورد سن و جنسيت داشتيم. كنترل براي آن‌ها تاثيري بر نتايج نداشت، اگرچه زنان تا حدودي بيشتر از مردان پاسخ دادند، و بيشتر افراد در سنين ۳۶ تا ۶۵ سال بودند. ​

​افرادي كه نظرسنجي شما را پر كردند با اهداي كمك به خيريه پاداش گرفتند، نه با چيزي براي خودشان. چرا چنين انتخابي كردند؟ ​اگر يك كار به نفع شخص ما باشد، ما مي‌توانيم اهميت آن را به خودي خود ارزيابي كنيم. وقتي سود اوليه به فرد ديگري مي‌رسد، نظريه اقتصادي استاندارد مي‌گويد كه احتمال كمتري وجود دارد كه آن را اولويت‌بندي كنيم، و بنابراين به تعويق انداختن به يك عامل بزرگ‌تر تبديل مي‌شود. ​

 

مردم چطور بايد از يافته‌هاي شما استفاده كنند؟

​​​​​​​​من انتظار دارم كه تاكتيك عدم ارائه مهلت زماني قوي‌ترين كشش را داشته باشد، زماني كه كار عمدتا به نفع شخص ديگري باشد و زماني كه ضرورت به وضوح مشخص باشد. اين مي‌تواند شامل داوطلب شدن براي كمك به مردم نيازمند، و دادن پول به سازمان‌هايي باشد كه از پناهندگان اوكراين حمايت مي‌كنند، يا بعد از يك فاجعه طبيعي خون اهدا مي‌كنند. خيريه‌ها معمولا در زمان درخواست كمك، تاريخ پايان را تعيين نمي‌كنند، و تجربه ما نشان مي‌دهد كه اين استراتژي بهينه است. ​

به عنوان ويراستار مجله، من به طور مداوم به مردم مهلت مي‌دهم. نبايد اين كار را انجام دهم؟ ​

اين كار خطرناك است! نتايج ما به هيچ وجه نشان نمي‌دهد كه شما هرگز نمي‌خواهيد به مردم مهلت بدهيد. اگر مهلت‌هاي زماني را براي چيزي به پيچيدگي آماده‌سازي يك مقاله تعيين نكرده ايد، ممكن است مردم نتوانند به درستي اولويت‌بندي كنند. همه اينها به زمينه بستگي دارد. ​


برچسب: مهارت‌هاي نرم، كسب‌وكار، مديريت،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۵:۱۲:۳۲ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

براي اينكه افراد را به شركت بازگردانيد، محيط دفتر را اجتماعي كنيد

​در حالي كه مردم در سراسر جهان به رستوران‌ها، كنسرت‌ها و مسافرت بازگشته اند، يك مكان وجود دارد كه بسياري از آن‌ها به آنجا نمي‌روند: دفتر كار. در دنياي تركيبي امروز، "كار" به طور فزاينده‌اي چيزي است كه مردم انجام مي‌دهند، نه جايي كه آن‌ها مي‌روند. ​

كاركنان توانمند و با انرژي مزيت رقابتي را به پيش مي‌برند. اما تا كنون، رهبران كسب‌وكار سوالات بيشتري نسبت به پاسخ دادن به اين پرسش داشته‌اند كه دفتر چگونه مي‌تواند به بهترين نحو از مردم خود در يك دنياي تركيبي حمايت كرده و آن‌ها را به كار گيرد. ​آخرين تحقيقات ما در مايكروسافت نشان مي‌دهد كه پاسخ ممكن است در چيزي باشد كه من معتقدم بايد براي هر رهبر مهم باشد: ارتباط مجدد كاركنان.

​ارزش شركت در كاركنان آن است، نه در مكان آن

قطعا تمايل شديدي در ميان تصميم‌گيرندگان كسب‌وكار (‏BDM ها)‏ براي بازگرداندن مردم به دفتر كار وجود دارد. ​داده‌هاي حاصل از آخرين تحقيقات Microsoft Work TrendIndex نشان مي‌دهد كه 82 درصد از BDM‌ها مي‌گويند بازگشت حضوري به دفتر يك نگراني است. اما، دو سال زمان رفت و آمد صفر و توانايي مديريت موثرتر تعادل كار - زندگي به اين معني است كه كارمندان به دنبال يك دليل قانع‌كننده براي بازگشت به دفتر كار هستند و ۷۳ % از آن‌ها مي‌گويند كه به يك دليل بهتر از انتظارات شركت نياز دارند. بنابراين، سوال اين است كه، چه دليل قانع‌كننده‌اي براي ورود به دفتر كار وجود دارد؟ ​

ساده است: افراد به يكديگر اهميت مي‌دهند. ​

وقتي از كارمندان پرسيده شد كه چه چيزي آن‌ها را تشويق مي‌كند كه به دفتر بيايند، كارمندان يك پاسخ پرطنين داشتند: گذراندن زمان با همكاران:

​- 85 درصد از كارمندان انگيزه دارند كه براي بازسازي پيوندهاي تيمي به دفتر بروند.

- ۸۴ % از كارمندان اگر بتوانند با همكاران معاشرت كنند، براي رفتن به دفتر انگيزه پيدا مي‌كنند. ​

- ۷۴ درصد كاركنان در صورتي كه "همكاران" خود را بشناسند، بيشتر به اداره مراجعه مي‌كنند. ​

- ۷۳ % كاركنان اگر بدانند كه اعضاي تيم آن‌ها آنجا خواهند بود، بيشتر به اداره مراجعه مي‌كردند. ​

من اين قدرت ارتباط را از نزديك در سفري به بريتانيا و آلمان در بهار امسال، اولين سفر كاري‌ام از زمان شروع همه‌گيري، احساس كردم.​ همانطور كه در طول هفته با كارمندان، مشتريان، سازندگان و دانش‌آموزان محلي ملاقات كردم، از ميزان انرژي كه داشتم متحير شدم و به من يادآوري شد كه اين مكان فيزيكي دفتر نبود كه از دست داده بودم، بلكه افرادي بود كه در آنجا بودند.

داده‌ها نشان مي‌دهند كه تنها احساس من اينگونه نيست. ​با توجه به اينكه تقريباً نيمي از كارمندان مي‌گويند روابط آنها خارج از گروه كاري آنها ضعيف شده است و بيش از 40٪ گزارش مي‌دهند كه احساس مي كنند ارتباط خود را با شركت به طور كلي قطع كرده‌اند، اطمينان از اينكه مردم فرصتي براي ارتباط مجدد خواهند داشت در سال آينده بسيار مهم خواهد بود.​ 

كارهاي بسيار زمان‌بر را كنار بگذاريد

ارتباط را در اولويت اول قرار دهيد. هيچ‌كس نمي‌خواهد فقط براي اينكه روز را صرف تماس‌هاي ويدئويي و پاسخ دادن به ايميل‌ها و پيغام‌ها كند، به دفتر برود. اما اين چيزي است كه ممكن است اتفاق بيفتد، مگر اينكه رهبران و مديران به طور عمدي هم فضا و هم مجوز براي كارمندان ايجاد كنند تا آن زمان را دوباره به هم متصل كنند. ​

درك كنيد كه اين اجتماعي شدن، بهره‌وري را كه باعث برانگيختن نوآوري، امنيت رواني، حفظ ارتباط، و غيره مي‌شود، از خود دور نمي‌كند. ​براي تقويت و كنترل زمان ارتباط، كارمندان و تيم‌ها را تشويق كنيد تا هنگام حضور در دفتر، هنجارهايي را در مورد زمان‌هاي پاسخگويي مورد انتظار تنظيم كنند تا حضور در آنجا غيرقابل تحمل نشود.​

​تشريفات ديدار حضوري جديدي ايجاد كنيد

براي حمايت از بازسازي سرمايه اجتماعي و ارتباطات تيمي، رهبران بايد تجربياتي را طراحي كنند كه مردم را به شيوه‌هاي جديد گرد هم آورند. ​فرصت‌هاي عمدي براي ارتباط ايجاد كنيد، مانند يك ناهار از يك رستوران محبوب نزديك براي جذب كارمندان محلي به دفتر، يا برگزاري «هفته‌هاي تيمي» فصلي كه كارمندان محلي و از راه دور را در محل براي مجموعه‌اي از كارگاه‌هاي روزانه گرد هم مي‌آورد.

هر كاري كه انجام مي‌دهيد، با اصالت و وجدان انجام دهيد

در آخرين شاخص روند كاري ما، ۸۵ % كارمندان اعتبار را به عنوان كيفيت شماره يك رتبه‌بندي كرده‌اند - كيفيتي كه يك مدير مي‌تواند از آن‌ها براي انجام بهترين كار خود حمايت كند. خبر خوب اين است كه ۸۳ % از تصميم‌گيرندگان كسب‌ و كار مي‌گويند كه براي رهبر ارشد آن‌ها مهم است كه به طور اصولي ظاهر شوند، بنابراين سطح آگاهي در همه جا نسبتا بالا است.


برچسب: كسب‌وكار، مديريت، مسئوليت اجتماعي،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۵:۱۱:۰۴ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

براي اصيل بودن، به فراسوي خود نگاه كنيد

اصالت يا وجدان چيست، چه كسي آن را دارد، و چگونه آن را به دست مي‌آوريد؟ بسياري از مردم اصالت را با صادق بودن در مورد خود يا "مهارت در گفتگو" مرتبط مي‌دانند. اما مشكلي در اين ارتباط وجود دارد؛ اصالت و وجدان بر روي اين تمركز مي‌كند كه شما چه احساسي نسبت به خودتان داريد. اصالت در واقع يك رفتار رابطه‌اي است، نه رفتار خودمحور. به اين معني كه براي واقعي بودن، شما نه تنها بايد با خودتان راحت باشيد، بلكه بايد به راحتي با ديگران ارتباط برقرار كنيد. ​

​يكي از مشتريان مربي ما، مارك، مدير اجرايي يك شركت سهامي خاص را در نظر بگيريد. يك ساعت بعد از شروع جلسه، او پرسيد كه ما در مورد او چه فكر مي‌كنيم. پاسخ دادن به اين سوال در مراحل اوليه بسيار مشكل بود، اما با توجه به آنچه تاكنون مشاهده كرده بوديم، يك سوال بسيار مهم بود. پاسخ ما اين بود: " واضح است كه شما در مورد كاري كه انجام مي‌دهيد باهوش، جاه‌طلب و مشتاق هستيد. به نظر مي‌رسد كه شما هميشه پاسخ "درست" به سوالات ما را داريد، با اين حال ما متوجه مي‌شويم كه آن‌ها پاسخ‌هاي "واقعي" شما نيستند. انگار داريد چيزي را به ما مي‌گوييد كه فكر مي‌كنيد ما مي‌خواهيم بشنويم. ما كنجكاو خواهيم بود كه بفهميم آيا ديگران در سازمان شما نيز به همين شيوه شما را مي‌شناسند يا نه."

​همكاران (‏مارك)‏ به او اعتماد نداشتند، چون هرگز مطمئن نبودند كه منظور او واقعا چه بود. براي داشتن مشخصه رهبري، ديگران نياز دارند و مي‌خواهند بدانند كه شما در كجا ايستاده‌ايد، آن‌ها نمي‌خواهند جريان را حدس بزنند و يا چشم‌بسته باشند. ​در حالي كه يك راه حل سريع يا يك راه حل يكسان براي افزايش اصالت وجود ندارد، چندين حوزه تمركز وجود دارد كه مطمئنا به شما كمك مي كند:

نوع ديدگاه: داشتن يك ديدگاه براي معتبر بودن حياتي است. روشن‌فكر بودن و تمايل به شركت در مبادلات از اين نقطه‌نظر بر رهبري شما تاكيد مي‌كند و هم قدرت و هم انعطاف‌پذيري شما را نشان مي‌دهد. ​

موقعيت‌يابي: در حالي كه موقعيت يابي مهم است، موقعيت يابي بيش از حد براي خودتان مضر است. تفاوت بين هدايت امور سياسي سازمان خود و تبديل شدن به آگاه امور سياسي را بدانيد. از ابتكارات خود حمايت كنيد اما در مورد آنچه انجام مي‌دهيد، چرا آن را انجام مي‌دهيد و چگونه آن را انجام مي‌دهيد، آگاه باشيد. مارك به جاي اينكه در اصل پشت صحنه كار كند، در تلاش‌هاي خود براي اجراي تغيير در سازمان خود راسخ‌تر شد. ​

پيشينه شخصي: در اصل، شما بايد با تاريخچه شخصي خود ارتباط برقرار كنيد و وقايع كليدي، پيام‌ها و افرادي را كه شما را شكل داده‌اند، شناسايي كنيد. مارك در شرايط دشواري بزرگ شد، شرايطي كه او ياد گرفت در آن پيشرفت كند.​ ​

همانطور كه رابرت گوفي و گارت جونز در كتاب خود اشاره مي‌كنند، چرا بايد كسي با شما ارتباط برقرار كند؟ براي جذب پيروان، يك رهبر بايد چيزهاي زيادي براي بسياري از مردم باشد. ​


برچسب: مهارت‌هاي نرم، كسب‌وكار، مديريت،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۵:۰۹:۰۲ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

مديريت زمان چيزي بيش از مشكلات زندگي است

​با فرا رسيدن سال جديد، بسياري از مردم جسورانه تلاش مي‌كنند تا اهدافي را براي «مديريت بهتر زمان»، «بازدهي بيشتر» و «تمركز بر آنچه مهم است» محقق كنند. اهداف توسعه مانند اين در واقع براي موفقيت شغلي مهم هستند. ​به نظرسنجي‌هاي بزرگ توجه نكنيد كه به طور معمول مهارت‌هاي مديريت زمان را در ميان مهارت‌هاي مورد نظر نيروي كار، و در عين حال در ميان نادرترين مهارت‌ها براي يافتن پيدا مي‌كنند.

بنابراين چگونه مي‌توانيم مديران بهتري شويم؟ قطعا هيچ كمبودي از توصيه‌ها و وبلاگ‌ها، هك و برنامه‌هاي كاربردي وجود ندارد كه همگي براي افزايش مديريت زمان با مجموعه‌اي از ابزارهاي آماده براي كاربرد ايجاد شده‌اند. ​با اين حال، نااميد‌كننده‌ترين واقعيت براي افرادي كه سعي در بهبود مديريت زمان خود دارند اين است كه مهم نيست اين ابزارها چقدر موثر طراحي شده باشند، بعيد است كه كار كنند. به بيان ساده، اين ابزارها مجموعه مهارت‌هاي اساسي فرد را فرض مي‌كنند، اما مهارت‌هايي كه شامل مديريت زمان هستند، مقدم بر اثربخشي هر ابزار يا برنامه كاربردي هستند. ​به عنوان مثال، آيا كسي به طور جدي انتظار دارد كه خريد يك مجموعه خوب از چاقوها، تجهيزات آشپزخانه پيشرفته و مواد اوليه تازه، فوراً از كسي يك سرآشپز پنج ستاره بسازد؟

خوشبختانه، تحقيقات زيادي وجود دارند كه به بررسي مهارت‌هايي مي‌پردازند كه مديريت زمان را تحت پوشش قرار مي‌دهند.​ ​در اينجا، مديريت زمان به عنوان فرآيند تصميم‌گيري تعريف مي‌شود كه زمان فرد را با شرايط محيطي در حال تغيير ساختار، محافظت و تنظيم مي‌كند. سه مهارت خاص موفقيت مديريت زمان را از شكست جدا مي‌كند:

آگاهي: تفكر واقع‌بينانه در مورد زمان خود با درك آن يك منبع محدود است. ​

نظم: طراحي و سازماندهي اهداف، برنامه‌ها، و وظايف براي استفاده موثر از زمان. ​

انطباق: نظارت بر استفاده از زمان به هنگام انجام فعاليت‌ها، از جمله تطبيق با وقفه‌ها و يا تغيير اولويت‌ها. ​

از بين اين سه مهارت، تنظيم احتمالا آشناترين مهارت است، به خصوص با در نظر گرفتن اين كه اكثر برنامه‌ها و حتي هك‌ها با برنامه‌ريزي و زمان‌بندي سر و كار دارند. با اين حال، به رسميت شناختن گسترده مهارت‌هاي آگاهي و انطباق وجود ندارد. اين امر پرسش‌هاي كليدي را در مورد اين كه چگونه اين مهارت‌ها از ديدگاه رشد و توسعه اجرا مي‌شوند مطرح مي‌كند: آيا به همان اندازه مهم هستند؟ و آيا بعضي از آن‌ها از بقيه نادرتر هستند؟​ ​

ارزيابي مهارت‌هاي لازم براي مديريت زمان

​​​​​​​​براي پاسخ به اين سوالات، من نتايج حاصل از بيش از ۱۲۰۰ نفر كه در يك ميكروشبيه‌سازي ۳۰ دقيقه‌اي كه براي ارزيابي عيني مهارت‌هاي مديريت زمان طراحي شده‌بود، شركت كردند را بررسي كردم. به شركت كنندگان نقش يك طراح مستقل داده شد، و آن‌ها مجبور به مديريت وظايف و روابط با مشتريان و همكاران در يك پلت‌فرم ارتباطي كامل با ايميل، پيام‌هاي فوري، فايل‌هاي درايو ابري، و غيره بودند. مشكلاتي كه آن‌ها بايد با آن مواجه مي‌شدند شامل حل و فصل تعارضات برنامه‌ريزي، اولويت‌بندي خواسته‌هاي مشتري، و تصميم‌گيري درباره نحوه استفاده (‏يا عدم استفاده)‏ از وقت خود بود. ​

شواهد چندين يافته متقاعدكننده را آشكار كرد.

​​​​​​​​اول اينكه، هر سه مهارت براي عملكرد كلي مديريت زمان اهميت يكساني دارند. بنابراين، تنها بهبود برنامه‌ريزي و زمان‌بندي (‏به عنوان مثال، مهارت‌هاي نظم‌دهي) ‏دو سوم صلاحيت موردنياز براي مديريت موثر زمان را ناديده مي‌گيرد.​ 

دوم، افراد بيشتر با مهارت‌هاي آگاهي و انطباق سروكار دارند، كه در آن امتيازات ارزيابي به طور متوسط ۲۴ درصد كم‌تر از مهارت‌هاي نظم و ترتيب دادن بود. اين شواهد نشان مي‌دهد كه آگاهي و انطباق نه تنها مهارت‌هاي نادرتري هستند، بلكه توسعه طبيعي آن‌ها بدون مداخلات مستقيم دشوارتر است. علاوه بر اين، مهارت‌هاي آگاهي محرك اصلي اين بود كه مردم چگونه از به تعويق انداختن اجتناب مي‌كنند و مهارت‌هاي انطباق محرك اصلي اين بود كه آن‌ها فعاليت‌هاي خود را به خوبي اولويت‌بندي مي‌كنند. ​

سوم، نتايج مغاير با توصيه‌هاي عمومي در مورد فضايل يا زيان‌هاي چندوظيفه‌اي بود. ​در يك نظرسنجي بعد از شبيه سازي پرسيده شد كه پاسخ دهندگان در مورد چندوظيفه چه احساسي دارند. شواهد نشان داد كه اولويت‌هاي آن‌ها براي چند وظيفه‌اي بودن (‏كه دانشگاهيان آن را "چند زماني بودن" مي‌نامند) ‏در واقع به مهارت‌هاي مديريت زمان ارتباطي ندارد. اينكه مردم چقدر خوب يا ضعيف زمان خود را مديريت مي‌كردند ربطي به اولويت‌هاي خود براي چند كار نداشت. بنابراين، توجه گسترده‌اي كه اغلب به چند وظيفه‌اي بودن توسط كساني كه ترفندهاي مديريت زمان ارائه مي‌دهند، معطوف مي‌شود، بعيد به نظر مي‌رسد كه به موفقيت واقعي منجر شود. ​

چهارم، شواهد كاملا واضح بود كه مردم در ارزيابي مهارت مديريت زمان خود به هيچ وجه دقيق نيستند. به عنوان مثال، كم‌تر از ۱ درصد از امتياز خود افراد با امتياز مهارت عيني آن‌ها هم پوشاني داشتند. ​علاوه بر اين، خود رتبه‌بندي تنها حدود 2 درصد از تفاوت‌ها را در مهارت‌هاي مديريت زمان واقعي تشكيل مي‌دهد.

چگونه مهارت‌هاي مديريت زمان خود را بهبود بخشيد

​​​​​​​​بنابراين چگونه ممكن است مردم خود را براي تبديل شدن به مديران بهتر آماده سازند؟ انجام اين كار ابتدا مستلزم اين است كه بفهميد بر چه موضوعي بايد تمركز كنيد. عمق بخشيدن به سطح مهارت‌هاي فعلي تنها راه حقيقي براي پاسخ به اين سوال است. سه مرحله وجود دارد كه مي‌توانيد براي بهبود تلاش‌هاي خود انجام دهيد. ​

خودآگاهي دقيقي از مهارت‌هاي مديريت زمان خود داشته باشيد. اين كار را مي‌توان با استفاده از ارزيابي‌هاي عيني مانند يك ميكروشبيه‌سازي، جستجوي بازخورد از ديگران مانند همكاران و يا رئيس، و يا ايجاد يك نمودار پايه از رفتارها كه در برابر آن ميزان پيشرفت و بهبود را اندازه‌گيري مي‌كنند، انجام داد. ​

اين ترجيحات مهم هستند، اما نحوه تفكر شما مهم نيست. ​خودآگاهي از ترجيحات يا شخصيت مربوط به مديريت زمان، مانند چندوظيفگي يا فعال بودن، مي‌تواند درك مكان‌هايي را كه ممكن است با تلاش‌هاي تغيير شما بر خلاف عادت‌هاي موجود پيش مي‌رود، عميق‌تر كند. اما به ياد داشته باشيد كه مهارت‌ها، و نه شخصيت، قابل‌ترين ويژگي‌هاي شخصي هستند و بالاترين ROI را در زمينه تلاش‌هاي خود - اصلاحي فراهم مي‌كنند. ​

مهارت لازم براي بهبود را شناسايي و اولويت‌بندي كنيد. ​اگرچه اين امر بديهي به نظر مي‌رسد، نكته كليدي در اينجا اجتناب از خودسازي است كه «عمق اينچ و عرض آن يك مايل» است، جايي كه تلاش‌ها در مورد بسياري از نيازها بسيار ناچيز است. بهتر است ابتدا به توسعه مهارت اصلي خود اولويت دهيد و سپس به سراغ مهارت بعدي برويد. ​

توسعه مهارت‌هاي آگاهي. ​اثربخشي با كارايي متفاوت است، به طوري كه اثربخشي مربوط به انجام كارها به خوبي است و كارايي مربوط به انجام سريع كارها است. هر دوي آن‌ها حياتي هستند. ​پيگيري كارآمدي به خاطر خود نتيجه معكوس دارد.

بهترين زمان عملكرد خود را پيدا كنيد. روز معمولي خود را به سه‌تا چهار بازه زماني تقسيم كنيد و در طول يك هفته، اين شكاف‌ها را از بيش‌ترين به كم‌ترين ميزان مولد مرتب كنيد (‏پربازده‌ترين، عملكرد اوج است)‏.

​با زمان خود طوري رفتار كنيد كه انگار پول است. يك بودجه زماني تهيه كنيد كه جزئيات نحوه سپري كردن ساعت‌هايتان در طول يك هفته معمول را به شما نشان دهد. دسته‌بندي زمان در زمان ثابت (‏"بايد انجام شود") ‏و زمان اختياري (‏"مي‌خواهيد انجام دهيد")‏. ​

زمان‌بندي كردن را امتحان كنيد. ثبت كنيد كه چه مدت را صرف كارهايي با مهلت‌هاي زماني مشخص كرده‌ايد، به جاي اين كه بدانيد چقدر زمان براي انجام دادن آن‌ها صرف شده است. ​

ارزيابي كنيد كه چقدر واقع‌بينانه زمان را ارزيابي مي‌كنيد. بعد از اتمام يك پروژه، ارزيابي كنيد كه فكر مي‌كرديد چه مدت طول مي‌كشد و واقعا چه مدت طول كشيد. ​"چشم‌انداز زمان آينده" را در نظر بگيريد. به اين فكر كنيد وظايفي كه در حال حاضر انجام مي‌دهيد چگونه در آينده به شما كمك مي‌كنند يا به شما آسيب مي‌رسانند (به عنوان مثال، وظايف پروژه امروز چگونه بر وظايف هفته آينده تأثير مي‌گذارد؟).

​از "اشتباه هزينه كردن" اجتناب كنيد. هنگامي كه فكر مي‌كنيد ممكن است زمان زيادي را صرف يك فعاليت كرده‌ايد، عقب‌نشيني كنيد و اهميت آن را ارزيابي كنيد (به عنوان مثال، نتيجه چقدر ارزشمند است، چه كسي در صورت تمام شدن يا ناتمام شدن آن تحت تاثير قرار مي‌گيرد، و غيره).

​توسعه مهارت هاي نظم‌دهي. وظايف ناآشنا اما مهم اغلب داراي منحني‌هاي يادگيري جدي‌تر و نيازهاي زماني غيرقابل پيش‌بيني‌تر هستند. توسعه مهارت‌هاي برنامه‌ريزي در مورد سازماندهي كار براي كنترل بهتر زندگي نيست بلكه در مورد در دست گرفتن كنترل زندگي و سپس ساختاربندي آن است.​  

اولويت‌بندي فعاليت‌ها و تعهدات. تنها كافي نيست كه وظايف، ليست كارهايي كه بايد انجام دهيد، و جلسات خود را ليست كنيد. ​

از "انتظار براي كسب اثر فوري" اجتناب كنيد. اضطرار و اهميت مفاهيم مرتبط، اما متمايز هستند؛ وظايف فوري نياز به اقدام فوري دارند، در حالي كه وظايف مهم داراي پيامدهاي مهم و بلند مدت‌تري مي‌باشند. كارهايي كه هم ضروري و هم مهم هستند بايد ابتدا انجام شوند. ​

از برنامه تقويم استفاده كنيد. تاريخ سررسيد كارها و انتصاب‌ها را ثبت كنيد و اين كار را بلافاصله زماني كه آن‌ها برنامه‌ريزي يا درخواست شده‌اند، انجام دهيد. ​

زمان تعيين‌شده را برنامه‌ريزي كنيد. تقويم را براي تعيين قرارهايتان همراه داشته باشيد. ​

خطاهاي زماني را كاهش دهيد.​ هنگام تنظيم برنامه، از يك فرد بي‌طرف بخواهيد كه در مورد نيازهاي زماني پيش بيني شده شما بازخورد بدهد.

اهدافي كه تا نيمه پيش رفته‌اند را امتحان كنيد. در زمان تلاش براي رسيدن به هدفي كه بسيار چالش‌برانگيز به نظر مي‌رسد، يك نسخه كم‌تر دشوار از هدف را تنظيم كنيد. ​

توسعه مهارت‌هاي سازگاري. اين مهارت‌ها در موقعيت‌هايي كه به طور طبيعي شامل فشار بالا و گاهي اوقات حتي بحران هستند، مورد آزمايش و توسعه قرار مي‌گيرند. ​

سعي كنيد "روند ارزيابي عادات" را امتحان كنيد. رفتارهاي مديريت زمان خود را براي عادت‌هايي كه در حال حاضر نشان مي‌دهيد، تكرار كنيد. ​

از چند بار تلاش كوتاه‌مدت استفاده كنيد. زماني كه كارها طاقت‌فرسا به نظر مي‌رسند، حداكثر تلاش را براي فواصل ۱۵ تا ۳۰ دقيقه به كار ببريد تا به اجتناب از به تعويق اندازي كمك كنيد. ​

با برنامه‌هاي زمان‌ياب يا چك‌ليست آزمايش كنيد. به ياد داشته باشيد كه سود بايد در هنگام استفاده از اين ابزارها بيشتر از هزينه باشد. ​

"يادآور اشتباه" نباشيد. يادآورها بايد توضيحات يا بيانات دقيق داشته باشند، نه يك يا دو كلمه كه در توصيف اهميت موارد، كيفيت مورد انتظار، و غيره ناتوان باشند. ​

برنامه‌هاي احتمالي ايجاد كنيد. زماني كه نتايج احتمالي برنامه‌هايتان را مشخص مي‌كنيد، در مورد بهترين حالت / بدترين حالت سناريو فكر كنيد. ​

به دنبال كاهش هدر دادن وقت باشيد. ايجاد بازه‌هاي زماني محدود و مسدود كردن رسانه‌هاي اجتماعي در طول زمان كار بحراني.


برچسب: مهارت‌هاي نرم، كسب‌وكار، مديريت،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۵:۰۷:۵۵ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

هزينه‌هاي لازم براي يك مدير كمال‌گرا بودن

​وسواس ما نسبت به كمال در حال افزايش است: يك مطالعه جامع در مورد كمال گرايي شامل جوانان در بريتانيا، ايالات متحده و كانادا نشان داد كه تمايلات و رفتارهاي كمال گرا به طور قابل توجهي تا 32٪ در سه دهه گذشته افزايش يافته است.  شخصيت‌هاي برجسته‌اي مانند سرنا ويليامز، سوپر ستاره تنيس و بالرين كارن كين در مورد فشارهاي پنهان براي كامل شدن صحبت كرده‌اند. ​آنها يك چرخه دائمي نارضايتي را با وجود موفقيتشان بازگو مي كنند.

​ويژگي بارز كمال‌گرايي صرفاً نياز غيرمنطقي به بي عيب و نقص بودن نيست، بلكه احساس نارضايتي مداوم حتي زماني كه موفقيت به دست مي‌آيد است. بدتر از آن، حتي مي‌تواند مانع موفقيت شود. به عنوان مثال، اساتيد دانشگاه با سطوح بالاي كمال‌گرايي به ندرت از همتايان غير كمال گراي خود بهتر عمل مي‌كنند.

​شواهد رو به رشد همچنين نشان مي‌دهد كه كمال‌گرايي در كار توانايي افراد را براي يافتن معنا در كارشان، تجربه رضايت از شغلشان، و ايجاد تعادل بين كار و زندگي خنثي مي‌كند. در واقع، براي رشد در واقعيت‌هاي سازماني پيچيده و رقابتي امروز، مديران بايد بپذيرند كه كار عالي به اين معنا نيست كه كامل يا بي‌نقص است. بلكه، اين يك فرآيند توسعه‌اي است، كه به موجب آن كارمندان فضا، زمان، و صبر براي بهبود مهارت خود را فراهم مي‌كنند. ​

​شما چه نوع مدير كمال‌گرايي هستيد؟

كمال‌گرايي به شيوه‌هاي مختلفي آشكار مي‌شود كه مردم را به طور متفاوت تحت‌تاثير قرار مي‌دهد. مديران بايد ابتدا هدف استانداردهاي كمال‌گرايانه خود را شناسايي كنند. به عبارت ديگر، استانداردهاي بالا را به چه كسي تحميل مي‌كنيد؟ چه كسي بايد با زحمت زياد تلاش كند تا اين انتظارات برآورده شوند؟ تامل در اين سوالات اولين گام براي از بين بردن اثرات منفي كمال‌گرايي است. براي كمك به شما، ما سه نوع شخصيت كامل گرا را ارائه مي‌دهيم. ​

​كمال‌گراي خودگرا: اين مديران داراي باورهاي دروني هستند كه كامل بودن و تلاش براي كمال مطلق نتايج مهمي است.​ در حالي كه اين مديران احتمالاً سطوح بالايي از دستيابي به عملكرد را نشان مي‌دهند، در مقابل اضطراب، تفكر بسيار و فرسودگي شغلي نيز آسيب‌پذير هستند.

كمال گرا كه از نظر اجتماعي تاييد شده‌است: برخي از كاركنان نيز ممكن است باور كنند، اغلب به طور نادرست، كه ديگران از آن‌ها انتظار دارند بي‌نقص باشند. آن‌ها بر اين باورند كه احترام و پذيرش مشروط به تحقق استانداردهاي كمال‌گرايانه‌اي است كه همسالان و مافوق‌هاي آن‌ها بر آن‌ها تحميل مي‌كنند. اين تفاسير نادرست از انتظارات ديگران، فشار غيرضروري را ايجاد مي‌كنند كه آن‌ها را مستعد افسردگي و بيماري‌هاي فيزيكي، مانند سردرد، الگوهاي خواب نامنظم، و اختلال در غذا خوردن مي‌كند. ​

كمال‌گراي ديگرگرا: در نهايت، رايج‌ترين نوع كمال‌گرايي كه مديران را تحت‌تاثير قرار مي‌دهد، تمايل آن‌ها به قرار دادن اهميت بالا در توانايي و تمايل ديگران براي تلاش براي كمال است. اين مديران خواستار بالاترين استانداردهاي عملكرد از سايرين هستند و اغلب همكارانشان را با جديت ارزيابي مي‌كنند. در نتيجه، مديران با كمال‌گرايي ديگر گرا روابط و شهرت خود را در محل كار به دليل تمايل به ايجاد ترس و نشان دادن خشم و خصومت بيش از حد به ويژه زماني كه ديگران انتظارات عملكردشان را برآورده نمي‌كنند، تخريب مي‌كنند.

اجتناب از عواقب كمال‌گرايي

​​​​​​​​تحقيقات سازماني در مورد كمال‌گرايي شروع به ارائه بينش‌هاي جديد و گام‌هاي عملي مبتني بر شواهد براي مديران و كارمندان آن‌ها به منظور رهايي از اجبار كمال‌گرايانه آن‌ها كرده‌است. خوشبختانه، كمال‌گرايان به احتمال زياد هدف محور و عمل محور هستند و هدف اين استراتژي‌ها كمك به آن‌ها براي تنظيم مجدد انتظارات است. براساس تجربه جمعي ما در مطالعه استراتژي‌هاي موثر رهبري و همچنين تخصص ما در مورد كمال‌گرايي در محيط‌هاي كاري، ما استراتژي‌هاي زير را براي كمك به شما در مديريت كمال‌گرايي ارائه مي‌دهيم. ​

اهداف درست را طراحي كنيد.

​​​​​​​​يكي از مفيدترين چيزهايي كه كمال‌گرايان مي‌توانند انجام دهند، و آن‌هايي كه با آن‌ها كار مي‌كنند، اين است كه اهدافي را طراحي كنند كه قابل دست‌يابي و در عين حال چالش‌برانگيز باشند. اين مي‌تواند از كارايي كاركنان حمايت كند و انگيزه آن‌ها براي موفقيت را حفظ كند. براي مديران كمال‌گرا، انتظارات عملكرد بالا ممكن است براي پروژه‌هاي كوتاه‌مدت تنظيم شود كه نياز به حداكثر تلاش دارند (‏به عنوان مثال، حل مشكلات، پرداختن به شرايط بحران)‏. ​

 

تشخيص شكست به عنوان بخشي از فرآيند.

​​​​​​​​مديران بايد تلاش عمدي انجام دهند تا تشخيص دهند كه شكست ها و اشتباهات جنبه هاي فراگير فرآيند كار هستند. انجام اين كار آن‌ها را به اعطاي مشخصه انعطاف‌پذيري به كارمندان خود براي برخورد با اشتباهات به عنوان فرصت‌هاي يادگيري تشويق مي‌كند. ​

مديران كاملا مذهبي بايد بدانند كه عدم تحمل اشتباهات و شكست‌ها مي‌تواند خلاقيت را از بين ببرد. ​كارمنداني كه از ريسك كردن و اشتباه كردن سرزنش مي‌شوند، اغلب بر روي شكست‌هاي خود تمركز مي‌كنند، و باعث مي‌شود كه آن‌ها بيش از حد خسته نباشند تا بتوانند اثري روشن‌فكرانه و بديع توليد كنند.

​پرورش آگاهي ذهن

تمرين آگاهي ذهن ممكن است به طور خاص به مديران كمال‌گرا سود برساند. با جلوگيري از شكل‌گيري تفكر انتقادي و فاجعه‌آميز هنگامي كه معيارهاي كمال‌گرايانه آنها تهديد مي‌شود، شفقت به خود را تشويق مي‌كند.

​ذهن آگاهي ممكن است به كمال گرايان كمك كند تا احساسات را كاهش داده و تنظيم كنند.​ به عنوان مثال، تحقيقات نشان مي دهد كه نوازندگان با تمايلات كمال گرا كه حداقل يك بار در هفته مديتيشن مي كنند در مديريت اضطراب اجراي موسيقي بهتر هستند.​ 

با استفاده از صحبت‌هاي تشويق‌كننده. ​

روان‌شناسان مشاور از خودگويي مثبت براي غلبه بر افكار فراانتقادي حمايت مي‌كنند و اين مي‌تواند براي مردم ارزشمند باشد كه مجموعه‌اي از سخنان را براي كمك به خود و ديگران در كنترل كمال‌گرايي توسعه دهند.​ ​براي مثال، يك كمال‌گرا ممكن است نياز داشته باشد كه به خود بگويد: «خواستن كامل بودن براي من غيرممكن و طاقت‌فرسا است. دليلي وجود ندارد كه براي همه چيز وقت زيادي بگذارم. اگر مي‌خواهم در درازمدت ادامه دهم، بايد به خودم اجازه بدهم آرامش داشته باشم.» ​مديراني كه داراي كارمنداني هستند كه كمال‌گرايي خودگرا را نشان مي‌دهند ممكن است بگويند: «هميشه مجبور نيستيد به تنهايي كار كنيد. شما هميشه مي‌توانيد وقتي در كاري مشكل پيدا مي‌كنيد با من تماس بگيريد. كار بزرگ توسط يك نفر يك شبه به دست نمي‌آيد.»

در نهايت، مديران با كمال‌گرايي ديگرگرا مي‌توانند به خودشان بگويند: " من مجبور نيستم مردم را وادار كنم تا كارها را به روش خودم انجام دهند. آن‌ها به اين دليل اينجا هستند كه در حد خود توانا هستند." به عنوان مدير يك كارمند كه از همكاران خود انتظار كمال دارد، ممكن است بگوييد: " شما وقتي به آن‌ها اجازه مي‌دهيد با سرعت خودشان كار كنند و با يكديگر شكست را مديريت كنند، چيزهاي زيادي از ديگران ياد خواهيد گرفت. مردم راهي براي پيشي گرفتن از انتظارات خود دارند."

تقويت روابط بين فردي مثبت. ​

كمال‌گرايان تلاش مي‌كنند تا اعتبار ديگران را به دست آورند. در حالي كه كمال‌گرايي افراد را مستعد درگيري بيشتر با ديگران مي‌كند، مطالعات نشان مي‌دهند كه حمايت از طرف همسالان، پيامدهاي منفي كمال‌گرايي را از بين مي‌برد. به عنوان مثال، مديران كمال گرا با دسترسي به حمايت اجتماعي از طرف خانواده و دوستان، به دليل مشاوره، عزت‌نفس و تشويقي كه دريافت مي‌كنند، در شرايط استرس‌زا بهتر كنار مي‌آيند. ​

براي توسعه تجربيات اجتماعي مثبت‌تر، كمال گرايان بايد به ياد داشته باشند كه همه تعاملات اجتماعي در مورد حل مساله و پيروز شدن نيست، بلكه بايد بر همدلي به جاي رقابت با ديگران و ارائه مشاوره ناخواسته تمركز كنند. يك مطالعه نشان مي‌دهد افراد كمال گرا كه روحيه رقابتي خود را به كمك به ديگران براي به پايان رساندن كارشان هدايت مي‌كنند، آن‌ها را قادر مي‌سازند تا تعاملات مثبت با ديگران را پرورش دهند. ​

مديريت احساسات. ​

مديراني كه به طور مداوم از زيردستان خود انتظار كمال‌گرا بودن دارند، ممكن است ناخواسته خشم شديد، تحريك‌پذيري و سرخوردگي خود را نيز بيان كنند. به اين ترتيب، آن‌ها ممكن است از توسعه استراتژي‌هاي مبتني بر احساسات براي برقراري ارتباط با استانداردهاي عملكرد بالا به شيوه‌اي حساس و همدلانه بهره ببرند. ​

در نهايت، آن‌ها همچنين مي‌توانند احساسات منفي مانند نااميدي و نارضايتي را با استفاده از طنز در زماني كه استانداردهاي كمال گرايانه آن‌ها تهديد مي‌شوند، تعديل كنند. همانطور كه برايان ويلسون از گروه پسران ساحلي مي‌گويد، " من يك كمال گراي واقعي بودم، و افراد به آن احترام مي‌گذاشتند. اما ما هميشه از طنز براي سبك كردن بار استفاده مي‌كرديم."

نكته كليدي: بازسازي كاري كه خوب است، كافي است. ​

رقابت شديد و تحمل كم براي خطاها در محيط‌هاي كاري مدرن، مديران را مجبور كرده‌است تا استانداردهاي عملكردي بسيار دشوار را تعيين كنند. ​اگرچه برخي ممكن است ادعا كنند كه تركيب انتظارات عملكرد بالا با الگوهاي سفت و سخت ارزيابي ممكن است عملكرد را افزايش دهد، شيفتگي به كمال مي تواند تعامل، روابط و رضايت از كار و زندگي را از مسير خود خارج كند.​ 


برچسب: مهارت‌هاي نرم، كسب‌وكار، مديريت،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۵:۰۶:۳۰ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

تعيين اهداف شغلي زماني كه احساس شكست مي‌كنيد

در بسياري از سازمان‌ها، اين فصل، فصل تعيين اهداف فردي و گروهي است. شما زماني كه به نظر مي‌رسد موانع جديدي در هر زمينه‌اي ظاهر مي‌شوند و مسيرها هميشه در حال تغيير هستند چه كاري انجام مي‌دهيد؟ ​

ما بدون داشتن هدف مشخص، انتخاب‌هاي نادرستي انجام مي‌دهيم و فرصت‌هاي بسياري را از دست مي‌دهيم. ​اما مهم است بدانيم نمي‌توانيم هميشه احساس كنيم تاثيرگذار و مفيد هستيم، و بسياري از روانشناسان معتقدند اين احساس موثر بودن، قوي‌ترين منبع رضايت فرد از زندگي خود است.

براي تعيين اهدافي كه منطقي به نظر مي‌رسند و به خودمان و ديگران در چنين زمان‌هاي خاص و اغلب نااميدكننده‌اي انگيزه مي‌دهند، ما بايد آن‌ها را با طرز فكر منجر به رشد و پيشرفت هماهنگ كنيم. ​و منظور از آن فقط «باور كنيد كه مي‌توانيد پيشرفت كنيد» يا هر يك از مولفه‌هاي ساده‌سازي بيش از حد معمول ذهنيت رشد، نيست.

​طرز تفكر شما اين است كه فكر مي‌كنيد مفهوم يا هدف بزرگ‌تري پشت فعاليت‌هايي است كه هر روز انجام مي‌دهيد. طرز تفكر مبني بر رشد اين است كه باور داشته باشيد تصميم‌گيري براي رسيدن به پيشرفت، نقطه آغازين كاري است كه مي‌خواهيد انجام دهيد. ​همانطور كه قبلاً گفتم، اين به معناي "بهتر شدن" است نه فقط "خوب بودن". و در مورد استراتژي‌ها و موارد ويژه مرتبط با رشد و پيشرفت است تا به شما كمك كند بر پتانسيل رشد در هر كاري كه انجام مي‌دهيد تمركز كنيد. ​

در اينجا دو استراتژي براي كمك به شما به منظور رسيدن به هدفتان ارائه شده‌است كه مي‌توانيد از آن‌ها براي خود و يا تيم خود استفاده كنيد. اين نكته نيز مهم است كه ​از سخنان محرك ذهنيت رشد، براي تعيين اهداف خود استفاده كنيد.

​هنگامي كه محققان مي‌خواهند تأثيرات يك طرز فكر مبني بر رشد را مطالعه كنند، يكي از راه‌هايي كه ما مي‌توانيم اتخاذ كنيم اين است كه هدف يا وظيفه‌اي را كه كسي در شرف انجام آن است با استفاده از بيان خاصي كه ايده بهتر شدن را به جاي خوب بودن برمي‌انگيزد، توصيف كنيم: بهبود، توسعه، بررسي تاثيرات طي زمان، پيشرفت، تبديل و البته رشد.

​اين كلمات به عنوان "مبناي" صريح و ضمني براي تفكر شما عمل مي‌كنند. به عبارت ديگر، آن‌ها مفهوم هدف را به توسعه دادن تغيير مي‌دهند، و طرز تفكر شما را همراه با آن نيز تغيير مي‌دهند. براي استفاده از آن‌ها، با نوشتن هدف خود به شكلي كه به طور معمول در مورد آن فكر مي‌كنيد، شروع كنيد. براي مثال، هدف شما ممكن است اين باشد كه "يك ارتباط‌دهنده موثر باشيد" يا " فروش را تا ۵ % افزايش دهيد."

​سپس با استفاده از يك يا چند محرك ذهنيت رشد دوباره آن را بازنويسي كنيد.​ "ارتباط‌دهنده موثر باشيد" اكنون به معناي "تبديل شدن به يك ارتباط‌‌‌دهنده موثر" است و "افزايش فروش به ميزان 5٪" به معناي "توسعه شبكه راه‌حل‌هاي ما براي بهبود ميزان فروش خود به مقدار 5٪ است."

​اين روش چارچوب‌بندي اهداف شما، به اين معني نيست كه آمار را پايين بياوريد يا با عملكرد ضعيف مشكلي نداشته باشيد. در واقع، تحقيقات نشان مي‌دهد افرادي كه با طرز تفكر رشد به اهداف خود نزديك مي‌شوند، اهداف قابل انعطاف چالش‌برانگيزتر را براي خود تعيين مي‌كنند.​ ​

عوامل پيشرفت و نقاط محوري را ايجاد كنيد

​​​​​​​​در چنين زمان نامعيني، مهم است كه به صراحت پيشرفت و نقاط محوري را در يك نمودار زماني درست در ابتدا ايجاد كنيد، بنابراين مي‌توانيد هم بر ميزان پيشرفت خود و هم بر نياز به تغيير در زمينه اطلاعات جديد در طول مسير نظارت كنيد. ​

​پيگيري نكردن اهدافتان، يا فكر نكردن به آنها تا زماني كه انتظار داريد به آنها برسيد، بسيار آسان است.​ اما پيگيري است كه پيشرفت را ممكن مي‌سازد. با استفاده از اين دو استراتژي براي آماده شدن و مشاركت در گفتگوهاي تعيين هدف خود، به عنوان يك رهبر يا عضو تيم، با يك ذهنيت مبني بر رشد شروع مي‌كنيد. سپس مي‌توانيد با پيگيري اهداف خود از طريق آزمون مولفه‌هايي مانند عدم قطعيت، شكست، و چالش‌هاي مختلف، يعني چيزي كه همه ما اكنون بيش از هر زمان ديگري به آن نياز داريم، آن را حفظ كنيد.


برچسب: مهارت‌هاي نرم، كسب‌وكار، مديريت،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۵:۰۵:۱۸ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

بر مشتريان وفادار خود تمركز كنيد، بهترين¬ها دنبال خواهند شد

هنگام شروع يك كسب‌وكار جديد، بسياري از ما تمايل داريم كه زمان و تلاش خود را بر روي مقياس بندي و دريافت مشتريان بيشتر و بيشتر در وب سايت خود يا از طريق در متمركز كنيم. به عنوان بنيانگذاران، ما بايد بر روي برنده شدن چند مشتري وفادار تمركز كنيم كه مي‌توانند درس‌هاي ارزشمندي به ما ياد دهند و به ما كمك كنند تا كسب‌وكار خود را بيشتر توسعه دهيم. در اين مقاله، ما به آنچه كه مي‌توانيم از اولين مشتريانمان ياد بگيريم از نظر اعتبار بخشيدن به ايده راه‌اندازي خود نگاه خواهيم كرد. زماني كه ايجاد اولين فروش اوليه را بررسي كرديم، به اين مساله مي‌پردازيم كه چگونه مي‌توانيم اين مشتريان وفادار را به يك ماشين بازاريابي رايگان تبديل كنيم. ​

 

اولين مشتريان شما

​​​​​​​​اولين مشتريان شما سخت‌ترين مشتريان هستند و معمولا به صبر و حوصله زيادي نياز دارند. احتمالا بسيار هيجان‌زده خواهيد شد كه شركت شما بالاخره راه‌اندازي شده‌است، و منتظر اولين مشتري شما براي خريد خواهيد بود. هنگامي كه شما در نهايت اولين خريدتان را به دست مي‌آوريد، به احتمال زياد مي‌خواهيد مقياس بندي كنيد و درآمد بيشتري به دست آوريد، اما ما بايد يك قدم به عقب برويم و مطمئن شويم كه ايده خود را معتبر مي‌كنيم و ياد مي‌گيريم كه آن مشتريان از محصول يا سرويس ما چه مي‌خواهند. ​

 

ايجاد يك حلقه خريد

​​​​​​​​هنگامي كه ما يك كسب‌وكار را شروع مي‌كنيم، به راحتي مي­توان تجربه پس از خريد كه به مشتريان خود ارائه مي‌دهيم را فراموش كرد. اما اين به اندازه قيف فروش ما مهم است. ما به يك حلقه خريد نياز داريم، به طوري كه وقتي كسي چيزي را از وب سايت ما خريداري مي‌كند، جريان پس از خريد ما آماده است تا آن‌ها را در خود جاي دهد. ​

در زير مثالي از اين كه يك تجربه پس از خريد معمولي چطور بايد باشد آورده شده‌است.

 

​​​​​​​​

ايده خود را تاييد كنيد

​​​​​​​​ممكن است فكر كنيد كه به دست آوردن چند مشتري اول به خودي خود معتبر است. با اين حال، ما مي‌خواهيم مطمئن شويم كه دقيقا چه چيزي را مشتريان ما مي‌خواهند، و مشتريان ما از محصولات يا خدمات ما به دلايل مورد انتظار استفاده مي‌كنند. ​

در ادامه، نحوه ارزيابي سريع ايده خود با استفاده از اين مشتريان را بررسي مي‌كنيم.

·         ​​​​​​​​فرضيات خود را بنويسيد: وقتي شروع به كار مي‌كنيد، معمولا يك سري فرضيات در مورد اين كه كاربرانتان چه كساني هستند و براي چه چيزي از محصولات يا سرويس‌هاي شما استفاده مي‌كنند، داريد. خوب است كه اين نكات را بنويسيد و خودتان را در طرز فكر كاربر خود قرار دهيد. شما معمولا مي‌توانيد اين كار را با پاسخ به سه W زير انجام دهيد: مشتري شما كيست؟ چه مشكلاتي را حل مي‌كنيد؟ ويژگي‌هاي كليدي شما چيست؟ ​

·         فرضيات خود را آزمايش كنيد: مصاحبه با اولين مشتريان خود را آغاز كنيد. تست فرضيات شما آسان است، و اگر شما يك كد كوپن يا تخفيف براي سفارش بعدي خود از شما به آن‌ها ارائه دهيد، مشتريان تمايل بيشتري به جهش در يك تماس خواهند داشت. سوالات خود را براساس فرضيات خود بپرسيد و ببينيد آيا مشتريان شما با آن‌ها مطابقت دارند يا خير. اگر اين طور باشد، عالي است! در غير اين صورت، شما ديدگاه‌هاي ارزشمندي در مورد اين كه چرا مشتريان شما از محصول شما استفاده مي‌كنند يا با فروشگاه شما خريد مي‌كنند، خواهيد داشت. ​

اول ياد بگيريد، بعد مقياس بزنيد

​​​​​​​​هنگامي كه اولين مشتريان خود را به دست آورديم، فرضيات خود را آزمايش كرديم و يك راه‌اندازي حلقه پس از خريد ايجاد كرديم، بايد در حال حاضر شروع به يادگيري بيشتر در مورد اين مشتريان، و آماده كردن نقشه راه براي تبديل اولين مشتريان به مشتريان وفادار كنيم. ما مي‌توانيم اين كار را به روش‌هاي مختلف انجام دهيم، با تحقيق در مورد نحوه استفاده مشتريان از سايت يا محصول ما، يادگيري در مورد ويژگي‌هاي مورد نظر آن‌ها، و ارائه ارزش بيشتر بدون هيچ هزينه‌اي. ​

 

تحقيقات مشتري

​​​​​​​​مهم نيست چه نوع كسب و كاري را راه‌اندازي كرده‌ايد، بايد به طور مداوم درباره مشتريان خود تحقيق كنيد. شما مي‌توانيد يك تحقيق كيفي تكراري را به روش‌هاي مختلف انجام دهيد، مانند:

·         ضبط صفحه نمايش بازديد كننده: ضبط صفحه نمايش يك ابزار تحقيقاتي كاربر كمي ساده است كه به بررسي چگونگي استفاده مشتريان ما از محصول يا خدمات ما مي‌پردازد. اين كار ما را قادر خواهد ساخت تا تلاش‌هايمان را بر روي تثبيت علامت‌هاي مزاحم براي مشتريانمان مانند كليك خشم يا ويژگي‌هايي كه از دست مي‌دهند، متمركز كنيم. شما مي‌توانيد اين كار را به راحتي با استفاده از خدمات رايگان مانند هوتجر يا فولتل انجام دهيد. ​

·         مصاحبه با مشتري: در ادامه اولين مصاحبه اعتبار سنجي، شما بايد به طور منظم با مشتريان مصاحبه كنيد، و نه فقط آن دسته از مشترياني كه در حال تبديل به خدمات ما نيستند و يا نياز به كمك اضافي ندارند. ​

·         ارائه ارزش بيشتر: اين ايده‌ها نيازي به بزرگ نمايي ندارند، اما مي‌توانند مشتري را به يك حامي برند تبديل كنند. شما مي‌توانيد كارت‌پستال‌هاي دست‌نويس را براي مشتريان خود ارسال كنيد، ايميل‌هاي شخصي را از آدرس ايميل موسس خود ارسال كنيد، چيزهاي رايگان كوچكي به سفارشات خود اضافه كنيد، يك نامه تولد براي آن‌ها ارسال كنيد، يا به عنوان مطالعه موردي با مشتري مصاحبه كنيد. ​

 

از مشتريان وفادار تا طرفداران برند​​​​​​​​

ما فرضيات خود را آزمايش كرده‌ايم و اطلاعات بيشتري در مورد اولين مشتريانمان كسب كرده‌ايم. ما اكنون بايد در راه پيدا كردن اولين مشتريان وفادار خود باشيم. اين موارد را مي توان با ميزان بازگشت مشتري به خدمات ما يا اين كه به طور منظم از فروشگاه ما خريد مي‌كنند، طبقه‌بندي كرد. زماني كه مشتريان وفادار خود را شناسايي كرديم، وقت آن است كه آن‌ها را به طرفداران برند تبديل كنيم و از آن‌ها بخواهيم بازاريابي را براي ما انجام دهند. ​

·         وفاداري را جشن بگيريد: در صورتي كه يك كاربر در مدت‌زمان مشخصي باقي مانده باشد، به ارائه كد يا تخفيف اقدام كنيد. يا يك مطالعه موردي و يا رسانه‌هاي اجتماعي پيرامون محصول خود و اين كه چگونه از آن استفاده مي‌كنند، ايجاد كنيد. فراموش نكنيد كه آن‌ها را در پست خود برچسب بزنيد. اين تكنيك نتيجه مي‌دهد، زيرا مشتريان را به ريتوييت يا به اشتراك گذاري در كانال‌هاي اجتماعي خود سوق مي‌دهد. ​

·         ايجاد طرح‌هاي ارجاع: طرح‌هاي ارجاع يك روش امتحان شده و تست شده براي ايجاد طرفداران برند هستند، با اين حال بسياري از شركت‌ها مزاياي جذاب كافي براي به اشتراك گذاري ايجاد نمي‌كنند. بهترين طرح‌هاي ارجاع معمولا در مورد تخفيف متقابل براي يك دوست و براي مشتري وفادار، ضرورت ايجاد مي‌كنند. ​

·         مشاركت در بازخورد عمومي: توييتر و فيس بوك كانال‌هاي بازخورد خوبي هستند كه برندها مي‌توانند از آن‌ها استفاده كنند. شما ممكن است فكر كنيد كه بازخورد عمومي عموما منفي است، اما برندهايي كه به طور فعال در هر دو نوع بازخورد مثبت و منفي از طريق كانال‌هاي آنلاين شركت مي‌كنند به طور طبيعي به مشتريان فعلي و آتي اعتماد ندارند. ​

هنگامي كه شما يك پايگاه از مشتريان وفادار ايجاد كرديد، بايد ببينيد كه آن‌ها به طرفداران برند تبديل مي‌شوند. اگر با موفقيت دسته كوچكي از مشتريان وفادار را ايجاد كرده‌ايد، در مسير ايجاد يك كسب‌وكار موفق قرار داريد. ​


برچسب: مهارت‌هاي نرم، كسب‌وكار، مديريت محصول،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۴:۴۳:۴۳ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)

۵ نكته مهم براي شكوفايي رشد كسب‌وكار كوچك

بي‌ثباتي اقتصادي و بازار در طي چند سال گذشته بسياري از صاحبان كسب و كارهاي كوچك را از پا انداخته‌است. بهترين استراتژي‌ها نه تنها براي زنده ماندن از اين نوسانات بلكه براي رشد چيست؟ رشد در دنياي در حال تغيير نيازمند خلاقيت فراوان، تمايل به امتحان ايده‌هاي جديد، و تمركز مداوم بر روي زمينه‌هاي كسب‌وكار است كه هميشه مهم خواهند بود. قرار دادن استراتژي‌هاي رشد در كسب و كارتان در اسرع وقت سازمان شما را براي موفقيت در بلندمدت آماده خواهد كرد. ​

با اينكه بازار ممكن است غيرقابل‌پيش‌بيني باشد، اما توانايي شما براي به عهده گرفتن مسير كسب‌وكار، اين طور نيست. اين استراتژي‌ها را امتحان كنيد تا امسال شروع شوند. ​

 

۱. مشتريان يا ارباب رجوع خود را جدي بگيريد.

​​​​​​​​به عنوان يك متخصص در زمينه كاري و يا كسب‌وكار شما، گاهي اوقات ممكن است احساس كنيد كه ارباب رجوع و يا مشتريان شما نمي‌دانند كه چه مي‌خواهند و يا چطور مي‌خواهند آن را دريافت كنند. اين پارادايم در حال تغيير است. مشتريان بالقوه شما هر روز در حال تبديل شدن به مشتريان باهوش هستند. آن‌ها انتظارات بالايي دارند و اگر كسب‌وكار شما نتواند آن‌ها را برآورده كند، به سراغ كسب‌وكار بعدي مي‌روند كه مي‌تواند. اين به اين معني است كه شما بايد نظرات آن‌ها را جدي بگيريد. ايجاد ارتباط واقعي با مشتري به اين معني است كه به آن‌ها اجازه دهيد در داستان شركت شما شركت كنند. ​

هميشه سعي كنيد كار بهتري براي مشتريان خود انجام دهيد. به جامعه خود نشان دهيد كه نظرات آن‌ها مهم است. بدانيد كه آن‌ها چه چيزي را دوست دارند و چه چيزي را در مورد محصولات، خدمات، يا تجربه مشتري شما دوست ندارند. سعي كنيد تغييراتي كه آن‌ها مي‌خواهند ببينند را امتحان كنيد. از پاسخ خواهيد فهميد كه آيا به حركت خود در مسير ادامه دهيد يا به سراغ يك استراتژي ديگر برويد. ​

 

۲. استراتژي بازاريابي ديجيتالي خود را به طور مداوم اصلاح كنيد.

​​​​​​​​از معيارهاي خود استفاده كنيد! آن‌ها تنها چيزي نيستند كه هر از گاهي براي محاسبه ROI شما به آن نگاه مي‌كنند. آن‌ها بايد ماه به ماه بر استراتژي شما تاثير بگذارند. همانطور كه مخاطبين شما رشد مي‌كنند و تغيير مي‌كنند، استراتژي شما نيز بايد تغيير كند. ​​​​​​​​بدانيد كه در حال انجام بهترين و چرا هستيد. پس با اين تلاش مضاعف مي‌شود. سعي كنيد به اين نكته اشاره كنيد كه چرا استراتژي‌هاي ديگر نيز كارساز نيستند. تغييرات ايجاد كنيد و يا آن‌ها را به كلي رها كنيد. با سرعت تغيير در دنياي آنلاين، شما زماني براي هدر دادن استراتژي‌هايي كه ارائه نمي‌شوند نداريد. ​

علاوه بر معيارهاي خودتان، بهترين روش‌ها در بازاريابي ديجيتال نيز به سرعت تغيير مي‌كنند. به نحوه تاثير تغييرات بر آنچه كه سعي داريد انجام دهيد آگاه باشيد. شما نمي‌خواهيد تنها براي اين به يك استراتژي قديمي وابسته باشيد كه ببينيد فروش شما به آرامي كاهش مي‌يابد. رقباي خود و ديگر عوامل مهم در حوزه كاري خود را زير نظر داشته باشيد. آن‌ها چه كاري انجام مي‌دهند؟ آن ها چه كار مي كنند؟ كه اين طور نيست؟ تغييراتي كه منطقي به نظر مي‌رسند. سپس ماه آينده دوباره اين كار را انجام دهيد. نكته مثبت: يك بازارياب ديجيتالي متخصص پيدا كنيد كه با حوزه كاري شما آشنا باشد و از آن‌ها بخواهيد كه اين را براي شما مديريت كنند. ​

 

۳. اولويت‌بندي توسعه تيم.

​​​​​​​​تاثير تيم شما اغلب كليدي است كه به كسب‌وكار شما اجازه رشد مي‌دهد. اگر تيم شما ارتباط خوبي با كار آن‌ها ندارد و يا از كار آن‌ها راضي نيست، احتمال اينكه استراتژي‌هاي رشد كار كنند، كم‌تر است. تيم شما مهارت‌هاي محرك يا مشاركتي براي بهترين فرصت‌هاي ممكن را به موقع نخواهد داشت. به همين دليل مهم است كه وقت و منابع خود را صرف توسعه تيمي كنيد كه با هم‌كار مي‌كنند و در ماموريت شركت شما سرمايه‌گذاري مي‌كنند.

​​​​​​​​دقت كنيد كه اعضاي تيم تان بدانند كه براي آن‌ها ارزش قائلند و تاثير آن‌ها را بر موفقيت كسب‌وكار تان مشخص كنيد. استقلال را تشويق كنيد و به اعضاي تيم خود اجازه دهيد تا مسئوليت نقش خود را برعهده بگيرند. اين نشان‌دهنده اعتماد شما به توانايي‌هاي آن‌ها است. اين كار به آن‌ها اعتماد به نفس مي‌دهد تا بهترين كار خود را انجام دهند. در نهايت، ارتباطات واضح، مستقيم و مكرر را تشويق كنيد. با وجود همه افراد حاضر در يك صفحه، شما مي‌توانيد استراتژي‌ها را به راحتي اجرا كنيد. ​

 

۴. جريان كار خود را با يك دستيار مجازي هموار كنيد.

​​​​​​​​با محول كردن كار به يك دستيار مجازي كسب‌وكار خود را تا جاي ممكن كارآمد كنيد. تمام فعاليت‌هاي هدر رفته در ليست كارهايي كه بايد انجام دهيد را به عنوان يك صاحب كسب‌وكار در پاسخ به ايميل‌ها، ايجاد صورتحساب ها و پيشنهادها، و مديريت تقويم خود در نظر بگيريد. حالا به اين فكر كنيد كه اگر لازم نبود هيچ كدام از اين كارها را خودتان انجام دهيد، هفته تان چطور مي‌شد. اين فعاليت‌هاي خسته‌كننده شما را از هسته اصلي كسب و كارتان دور مي‌كند، جايي كه زمان شما با ارزش ترين زمان است. با كمك يك دستيار مجازي، صاحبان كسب‌وكار بهتر مي‌توانند بر روي تصوير بزرگ تمركز كنند. ​

علاوه بر اين كه برنامه خود را به عنوان صاحب كسب‌وكار آزاد مي‌كنيد، دستيار مجازي شما مي‌تواند به شما كمك كند تا جريان كار خود را اصلاح كنيد تا همه چيز در كسب‌وكار كوچك شما با كارايي بيشتري انجام شود. اكثر دستياران مجازي تجربه كمك به صاحبان كسب و كارهاي كوچك براي اداره شركت‌ها در صنايع مختلف را دارند. آن‌ها مي‌توانند فرآيندهاي فعلي شما را مرور كنند و راه‌هايي را براي بهبود پيشنهاد دهند. براي مثال، آن‌ها ممكن است شما را با يك سكوي مديريت پروژه آشنا كنند كه تبديل به يك تعويض كننده بازي براي شما و تيم شما مي‌شود. كار اصلي آن‌ها اين است كه زندگي خود را به عنوان صاحب كسب‌وكار آسان‌تر كنيد و در عين حال به كسب‌وكار خود كمك كنيد كه با تلاش شخصي كمتري اداره شود. ​

 

۵. نوآوري براي تمايز.

​​​​​​​​كسب‌وكار شما قادر به دستيابي به رشد پايدار با استراتژي‌هاي ايستا نخواهد بود. اين يعني بايد جهش كنيد و چيز جديدي را امتحان كنيد. از استراتژي‌هاي فروش جديد گرفته تا تقويت محصولات و خدمات خود، شما بايد به طور مداوم كسب‌وكار خود را بهينه‌سازي و متمايز كنيد تا در بازار خود رقابتي باقي بمانيد. اين مساله منجر به ارائه ايده‌هاي خلاقانه و تحليل احتمال موفقيت آن‌ها مي‌شود. ايده پردازي و تحقيق در اين فرآيند به يك اندازه مهم هستند. نوآوري را در تيم خود تشويق كنيد، اما از آن‌ها بخواهيد تا پيشنهادها خود را با معيارها و حقايق قابل‌اعتماد پشتيباني كنند. ​

به جاي نگاه منفعلانه به تكامل كسب و كارتان كه بر روي كار روزمره تمركز كرده‌ايد، يك رويكرد آگاهانه در اين سفر در پيش بگيريد. كسب و كارتان را در جهتي قرار دهيد كه ببينيد بيش‌ترين فرصت به سمت جلو حركت مي‌كند. خط سير كار خود را در نظر بگيريد. ده سال ديگر كجا خواهد بود؟ برند شما چگونه با اين داستان تناسب دارد؟ حالا با معرفي ايده‌هاي هوشمند و صنعت محور از اين منحني پيشي بگيريد. ​

براي بسياري از صاحبان كسب و كارهاي كوچك، رشد معنادار ممكن است مانند يك هدف دور به نظر برسد. اين چيزي است كه در نهايت وقتي همه چيز شروع به آرام شدن مي‌كند، به آن دست پيدا خواهيد كرد. متاسفانه، منتظر ماندن براي آرامش و يا بهترين زمان تنها زمان شما را تعيين مي‌كند و به كسب‌وكار شما اين امكان را مي‌دهد كه فرصت‌ها را از دست بدهد. با اداره كسب‌وكار خود با طرز فكر رشد و اجراي استراتژي‌هايي مانند آن‌هايي كه در اينجا ذكر شده‌اند، كسب‌وكار شما در موقعيت مناسبي براي پايان دادن به ۲۰۲۲ بهتر از هميشه خواهد بود. ​

با پشتيباني يك دستيار مجازي و تيم خود، شما زمان و آزادي براي تمركز بر ديدگاه خود براي شركت و تعريف يك مسير براي رسيدن به آن را خواهيد داشت. رشد مي‌تواند يك سفر طولاني براي كسب و كارهاي كوچك باشد، اما قرار دادن كسب و كارتان در موقعيت رشد به شما كمك خواهد كرد كه به آنجا برسيد. بهترين شانسي كه امسال اتفاق افتاد! ​


برچسب: كسب‌وكار، مديريت، تجزيه‌وتحليل،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۸ آبان ۱۴۰۱ساعت: ۰۴:۳۸:۴۵ توسط:NoName موضوع: نظرات (0)